|
یک دلیل برای بلاهت اصلاح طلب ها
اصلاح طلب ها ابله هستند. به نظر شما این ادعای بزرگیست؟ به نظر شما این اولین بار است که کسی همچنین ادعایی می کند؟ خوب من در حال حاضر چنین اعتقادی دارم. اعتقاد من بر گرفته از دلایل بسیار زیادیست که تصمیم دارم تنها یکی از آنها را برای شما بنویسم.
برای توضیح این دلیل نیاز به یک پیش زمینه هست. سخنان اخیر رحیم مشایی و بازتاب آن بین جماعت موسوم به اصلاح طلب و همچنین برخورد آن ها با این مساله یکی از دلایل این ادعاست. خوشبختانه اکثر دوستان در جریان قسمت اول این اتفاق هستند. اما قسمت دوم :
اصلاح طلبی یعنی چه؟ اصولا به چه کسی اصلاح طلب گفته می شود؟ مهم نیست که تعریف اصلاح طلب یا reformist در حقیقت چیست و به چه کسی گفته می شود. منظور در اینجا کسانی هستند که اصلاح طلب نام گذاشته شده اند. اصلاح طلبان اپوزوسیون ج.ا نیستند. در طول 8 سال دوره ی اصلاحات، تمام نمایندگان آنها بارها پایبندی خود را به اسلام، جمهوری اسلامی و ولایت فقیه اعلام کرده اند. اصلاح طلبان کسانی هستند که برای انجام امر اصلاحات معتقد به حضور و فعالیت در چهارچوب تعریف شده هستند. در تمام انتخابات اعتلاف تشکیل می دهند و نمایندگان خود را معرفی می کنند. مسلما بین این عده و اپوزوسیون باید تفاوت زیادی قائل شد.
حال همه ی اینها را گفتم تا اشاره ای کنم به مصاحبه ی اخیر "مریم محمدی" در رادیو زمانه پیرامون سخنان اخیر اسفندیار رحیم مشایی. خانم محمدی درباره ی رویکرد اصلاح طلبان نسبت به سخنان اخیر مشایی پیرامون اسرائیل سوال می کند. برای او این سوال پیش آمده که چرا اصلاح طلبان از مشایی به خاطر این حرفش حمایت نمی کنند یا حداقل مطلبی پیرامون آن نه می نویسند و نه می گویند. جالب ترین بخش این گفتگو حرف های "علی مزروعی" یکی از شاخص ترین چهره های اصلاح طلبان و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت است.
ایشان اولا مدعی می شوند که لزومی بر حمایت نیست. زمانی که خانم محمدی بر اصل حرف "دوستی مردم ایران با مردم اسرائیل" اصرار می ورزد، ایشان پاسخ می دهد : "فکر میکنم همه دوستان ما، نه طرفدار آن صحبت آقای احمدینژاد در مورد هولوکاست هستند و نه این تفریط آقای مشایی درمورد دوستی با مردم اسراییل را باور دارند. ما هر دوی اینها را افراط و تفریط میبینیم." و در ادامه "به نظر ما، بحثهایی که به این شکل مطرح میشود، بحثهای نادرست و حاشیهای است. نه تنها هیچ کمکی به حل مشکل نمیکند؛ بلکه یک نوع تشویش اذهان و اغتشاش در مسأله به وجود میآورد."
حال از شما می پرسم. آیا نه این است که اصلاح طلبی یعنی حمایت از جریان هایی که سودش به نفع جمهوری اسلامی تواما با مثلا نفع مردم است؟ مگر اصلاح طلبان بارها تاکید نکرده اند که با سیاستشان پیرامون تعلیق غنی سازی توانستند ایران را از حمله ی نظامی مصون نگه دارند؟ مگر خاتمی همان کسی نبود که مایل به گفتگوی تمدن ها و رابطه با امریکا بود، اما به خاطر فشار درونی جرات کوچکترین حرکتی نداشت؟ حال چگونه است که آقای مزروعی دوستی با مردم اسرائیل را "تفریط" می داند؟ چگونه است که حال دقیقا نقش همان گروه فشار زمان خاتمی را بازی می کند و به جای اینکه حداکثر استفاده را از این موقعیت برای پیشبرد اهداف مردم در چهارچوب ج.ا بنماید تنها این سخن را "نادرست و حاشیهای" و موجب "تشویش اذهان و اغتشاش" می داند؟ آیا نقش آقای مزروعی دقیقا همان نقش گروه فشار زمان خاتمی نیست؟
این همان نقطه ی صفر است. نقطه ای که اوج بلاهت اصلاح طلبان است. نقطه ای که ثابت می کند هدف از این جناح بازی های مسخره تنها "در قدرت بودن" است و نه کمک به مردم. رابطه با امریکا و اسرائیل یا حداقل داشتن موضع نرم در جامعه ی جهانی تنها زمانی خوب است که اصلاح طلبان سر کار باشند. در غیر اینصورت همه اشتباه می کنند. به عقیده ی من بهتر است این عده لقب "اصلاح طلبی" را از روی خود بردارند و آن را با "راستی های جناح باز" جایگزین کنند.
|
نوشته شده توسط طاها در
تاريخ : 05/06/1387
|
|