اصلاح طلبی دولا دولا! تکلیف محمد نوری زاد چه می شود؟

چندی پیش مطلبی پیرامون بلاهت اصلاح طلبان نوشته بودم، توضیح داده بودم که اصولا میل به "در قدرت بودن" به جای "اصلاح ساختار سیاسی جامعه" به وضوح از رفتارهای این جماعت موسوم به اصلاح طلب قابل برداشت است. دلیلی که برای آن بر شمردم عدم حمایت اصلاح طلبان از سخنان رحیم مشایی بود. توضیح دادم که چرا اصلاح طلبان با وجود جریانات حزبی و بازی های سیاسی باید از رحیم مشایی حمایت کنند. حال مورد دیگری پیش آمده که بررسی آن خالی از لطف نیست.

سخنان اخیر "محمد نوری زاد" پیرامون حد و حدود مرجعیت و روحانیت جدا از سابقه ی فعالیت ایشان و خط سیاسی او، در بطن حرف شجاعانه و مهمیست. حال اینکه اصلاح طلبان دوباره رویکرد منفعل نسبت به آن گرفته اند، همانند اتفاقی که بر سر حرفهای مشایی افتاد دلیل دیگری بر نیت اصلی اصلاح طلبان است. سوال اینجاست. آیا اصلاح طلبان به دلیل گذشته ی آقای نوری زاد حمایتی از ایشان نمی کنند؟ شاید جواب مثبت باشد. در اینصورت باید پرسید "آیا فراموش کرده اید که خود در گذشته چه بوده اید و چه کار کرده اید؟"

آیا نماد اصلی اصلاح طلبان، آقای خاتمی، همان کسی نبود که با دستور مستقیم حکم به بسته شدن روزنامه ی آریا داد؟ همان روزنامه ای که گناهش نوشتن در مورد فاجعه ی کشتار 67 بود؟ آیا مگر نه این است که خاتمی همان کسی بود که پای نامه ی اعتراضی به مهندس بازرگان بعد از "نطق نیمه تمام" را امضا کرد؟ دیگر قطب های نو اصلاح طلب را هم که به یاد آورید پرونده ای درخشان تر از خاتمی ندارند.

قطعا اگر کسی از نوری زاد حمایت نکند، سرنوشت خوبی در انتظارش نیست. شاید برای ایرانیانی که معتقد به جایگزینی نظام سکولار باشند و با اصل ج.ا مخالف، این ها همه بازی سیاسی باشد، شاید برای من هم. اما مگر اصلاح طلبی چیزی به غیر از اصلاح ساختارهای سیاسی و امور مملکتی در چهارچوب فعلیست؟ اگر اینطور است پس این همه فرصت سوزی از طرف اصلاح طلبان برای چیست؟ چگونه شد که یک دفعه روزنامه ی کارگزاران، حرف های نوری زاد را "توهین به مرجعیت و روحانیت" تلقی می کند؟ چگونه است که "علی مزروعی" ادعای دوستی با مردم اسرائیل را "افراط و تفریط" می داند و دلیل برای حمایت نمی بیند؟

آقایان اصلاح طلب و نو اصلاح طلب. به مردم حق بدهید که با دیدن این سیاستهای یک بام و دو هوا و ابلهانه تان، پشتتان را خالی کنند. وقتی شما تکلیف خودتان را با خود نمی دانید، همان بهتر که عنوانتان را به "سوپاپ اطمینان های مرده" تغییر دهید.

---------------------

پ.ن - مطلب قبلی : یک دلیل برای بلاهت اصلاح طلبان را در اینجا بخوانید.
 

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 16/06/1387


 16/06/1387

 خُسن آقا

 

این سیاست‌ها اصلا هم ابلهانه نیست اینها دقیقا می‌دانند چه می‌خواهند، به همین دلیل هم هست که دست به عصا راه می‌روند. اینها دنبال قدرت‌اند وگرنه اینها همانهایی هستند که مسئولیت اکثرا خونریزی‌های اول انقلاب به نامشان نوشته شده.
اینها ریشه شان از پیروان خط الاغ سرچشمه می‌گیرد.

 

 blog.hasanagha.org/

 16/06/1387

 پویا شوقی

 

طاهای عزیز
من از قدیم مطالبت رو دنبال میکردم و باید یک نکته ای رو اعتراف کنم: جدای از اینکه من خیلی از عقایدت رو نمی پسندم ولی نگاه غیر جناحی و آرمانگرایانه ات رو تحسین می کنم و چیزی میدونم که خیلی جامعه ما بهش احتیاج داره. بله! مشایی و نوری زاد رو نه تنها احزاب اصلاح طلب ( که به هر حال با محدودیت های سیاسی مواجهند) بلکه از سوی قشر اصلاح طلبان خارج از قدرت هم حمایت نشد و حتی در وبلاگستان هم مطلب تو اولین مطلبیه که بهش برخوردم که نویسنده اش در عین مخالفت با مواضع سیاسی نوریزاد از اون حمایت کنه. من در این چند روز اکثر مطالبی که در حمایت از نوریزاد بوده رو در لینکدونی وبلاگم لینک کردم و این یکی رو هم حتما لینک می کنم چرا که بر خلاف مطلب آهستان و گام این بار یک مخالف نوریزاده که از حرف های اون حمایت می کنه. راستی "رونوشت" وبلاگ جدیدمه. ممنون که بهم سر زدی. اگر موافق باشی یرای کوری چشم دشمنان (l:D ) تبادل لینک هم بکنیم :)

 

 ronevesht.com

 17/06/1387

 ورتيگونه

 

طاها جان سلام؛
اصلاح‌طلب و اصلاح‌طلبي فقط اسامي خاص هستش و لزوماً نبايد به دنبال نشانه‌هاي رفرم توش بگردي. درست مثل مجاهدين خلق يا جامعه روحانيون مبارز، كه نشانه‌اي از مجاهدت براي خلق يا مبارزه توش نمي‌شه ديد. (البته اسامي كه خاص نيستند هم وضع بهتري ندارن، مثل دادستان كه تو مملكت ما دقيقاً كارش به جاي دادستاندن، داددرآوردن هستش). اصلاح‌طلبان يك جناح سياسي هستند كه توانايي زيادي در بسط و قبض دارن، تو اصلاً نگران نباش، اگه منافع ايجاب كنه، اين جناح قابليت بسط بسيار زيادي داره، رفسنجاني كه سهله بعيد نيست فردا چشم باز كني و متوجه‌بشي كه خود احمدي‌نژاد هم اصلاح‌طلب بوده و من و تو خبر نداشتيم چه برسه به امثال نوري‌زاد.

 

 www.vertigone.wordpress.com

 17/06/1387

 محمدرضا یزدان‌پناه

 

سلام. نظر شما ذیل لینك یادداشتم در بالاترین را مشاهده كردم. امیدورام همه ما فارغ از شعارهایی كه می‌دهیم، به آداب نقد پایبند باشیم و حرمت نگاه داریم.
موفق و پیروز باشید.

 

 booyekhaak.blogfa.com

 17/06/1387

 محمدرضا یزدان‌پناه

 

دوست عزیز! بنده اساسا از زمانی كه وارد حوزه فعالیت سیاسی در این مملكت شدم، پی مسائلی بسیار فجیع‌تر از این را به تنم مالیده‌ام كه مواردی مانند كامنت شما در برابر آن هیچ است. تمام دلگیری من اما این بود كه برخی افراد، بدون برخورداری از تحلیل درست و همه جانبه از وقایع، بساط تهمت و افترا علیه روزنامه‌های اصلاح‌طلب پهن كرده‌اند.
تمایل داشتم كه شما نیز به جای اتهام زنی، مصداق نان به نرخ روز خوری و دفاع بی‌قاعده را می‌نوشتید تا باب بحث منطقی و اصولی باز باشد و امیدوارم اینچنین نیز باشد.

 

 booyekhaak.blogfa.com

 18/06/1387

 طاها

 

شما اگر مطلب مرا كامل خوانده بوديد، و قسمت قبلي را هم ايضا، بعيد بود مطلب را صرفا يك اتهام زني ساده مي پنداشتيد و از باز نبودن راه براي بحث منطقي گله مي كرديد.

اين البته قسمت ديگري از ضعف هاي اصلاح طلبان است. ضمنا چگونه شده كه كارگزاران اصلاح طلب شده اند؟ متاسفم بر حافظه ي تاريخي ضعيف مردم كه حال رفسنجاني را اصلاح طلب فرض مي كنند. خواهش مي كنم به جاي دفاع بي قاعده و سفسطه گونه اگر پاسخي براي اين دو دليل داريد ارائه دهيد. اين يعني بحث منطقي نه اينكه با تكيه بر غوغا سالاري حرف خود را بر كرسي بنشانيد.

 

 

 18/06/1387

 هیوا

 

من که خیلی وقته اصلاحاتو تف کردم . واسه من این دروغا رنگ باخته .

 

 www.hivanet.blogfa.com

 18/06/1387

 محمدرضا یزدان‌پناه

 

آقای بذری! استدلالات خود درباره لزوم دفاع اصلاح‌طلبان از مرجعیت در شرایط كنونی و از نگاهی استراتژیك را مطرح كردم. امیدوارم پاسخ شما به آن را نیز دریافت دارم تا امكان حصول به نتیجه‌ای بینابینی وجود داشته باشد.
موفق باشید.

 

 booyekhaak.blogfa.com

 18/06/1387

  هميشه ايران

 

اینها انباشته ها دارند، رنگ و وارنگ : پی گذاران، ره گذاران، سازندگان، اصلاح طلبان، بیشماران، ... همه و همه از پیکر این دروغ است. قدرت را هم تقسیم کرده اند و باکی از نتیجه تقسیم ندارند.
دریغ از بیداری مردم.

 

 http://hamisheiran.blogfa.com/

 21/06/1387

 سينا

 

یه نمونه دیگه اش هم وقتی است که برای کوبیدن جناح مخالف هی امام، امام میکنند. آی آدم میسوزه.

 

 http://sinsina.persianblog.ir

 23/06/1387

 عبدالکریم مازندرانی.

 

اقا طاها سلام عرض می کنم ایا سخنان آقای نوری زاد به نظر شما قابل دفاع هست یا اینکه اگر هم نباشد شما خود را موظف می دانید که از آن دفاع کنید.برای توضیح قسمت هایی از سنوشته های آقای نوری زاد را همره سوالاتی برای شما باز خوانی می نمایم خود قضاوت نمایید.

با سلام توجه شما دوستان گرانسنگ را به فرازهایی از نوشته آقای نوری زاد جلب می نمایم که در بدو امر متناقض به نظر می رسند ایا اینچنین است یا خیر شما بفرمایید:
چه کسی گفته که روحانیان ما نباید درکارها مداخله کنند.(نفی محدویت از روحانیان) بارها درهمین ساحت وبلاگی نوشته ام که : روحانیان ما بیایندو مستولیت اداره صداوسیما و ارشاد و سازمان تبلیغات و دستگاه قضایی و آموزش و پرورش را بپذیرند(ایجاد محدویت یعنی در این حیطه ها روحانیان کارامدی دارند ولی غیر از این ........).
بارها نوشته و گفته ام که سرفرازی ما و سربه زیرخاک بردن ما درچندوچون رفتار روحانیان ماست.(یعنی در همه امور و شیون روحانیان تاثیرگزارند و باید مداخله نمایند).
درتهاجمی ویرانگر ، دوشهر کربلا و نجف را به اعتبار همین یک سخن مطالعه نشده ، به گلوله و راکت و موشک های دوربردخود بستند و هزاران نفررا به همین یک دلیل از پادرآوردند (ایا آقای نوری زاد می دانند علت اصلی تهاجم امریکا در حقیقت امر همین بوده مثلا تحرکات آقای مقتدا صدر و ...عامل این تهاجم نبوده کمی بی بروایی نیست اینگونه سخن گفتن؟).

نویسنده فقط وفقط به رویه روحانیان معترض است که دراین وانفسای قرن بیست ویک ، از معدل سواد و آگاهی جامعه ، به دور مانده و عمدتا برای مردم حرف تازه ای ندارند.(جناب نوری زاد فکر نمی کنند کسانی که از معدل سواد و آگاهی جامعه به نظر ایشان به دور مانده و عمدتا برای مردم حرف تازه ای ندارند چگونه می توانند اداره ومستولیت اداره صداوسیما و ارشاد و سازمان تبلیغات و دستگاه قضایی و آموزش و پرورش را بپذیرند ؟).
مصونیت اساسا درهیچ کجای اسلام و نظام مطرح نشده (بگذریم از اینکه لازمه چنین حرفی تسلط کامل فرد را در همه امور اسلامی و نظام مطلبد ایا ایشان مصونیت سیاسی ارا حداقل برای نمایندگان مجلس قایل نمی باشند؟البته بلفاصله هم اظهار ناراحتی نمودند که چرا این مصونیت که ایشان البته قبول ندارند ولی ضمنا از محتوی کلامشان فهمیده می شود که نرا را قانونی میدانند این قانون در باره اقایان مراجع مذکور اجرا نشده است .اقای نوری زاد اگر مصونیت را قبول ندارید و قانونی نمی دانید چرا عدم اجرای انرا به زعم شما نقض قانون می دانید؟افزون بر اینکه کدامیک از مراجعی که شما ذکر نمودید حتی یک روز در زندان بودند گرچه فقط بعضی از انان محدویت یا منع از ملاقات داشتند.اگر همین مصونیت نبود ایا به این شکل با انان برخورد می شد؟در مورد مثلا ایت الله صانعی کدامیک از این عدم مصونیت بوده است که دیگران بی اطلاع هستند؟).

اسلامی که عبوسی آن ، بسیاری از فرصت های جذب را به حاشیه رانده . اسلامی که حتی درقم نیز ، باحضور آن همه روحانی و مرجع تقلید و مراکز علمی ، تنها مانده و از هدایت مردمان قم وسالم سازی فضای معنوی شهرقم باز مانده . حالا هدایت مردمان جهان بماند.(ایا جای تعجب نیست انسانی که چنین بی بروا سخن از عدم کارایی اسلامی که عبوسی آن ، بسیاری از فرصت های جذب را به حاشیه رانده . اسلامی که حتی درقم نیز ، باحضور آن همه روحانی و مرجع تقلید و مراکز علمی ، تنها مانده و از هدایت مردمان قم وسالم سازی فضای معنوی شهرقم باز مانده دم می زند چگونه انان را اولا این همه در فراز و فرود تمدن ما موثر دانسته و دوما با چه انگیز های انان را دعوت به کا در مراکزی می نماید که دقیقا عکس این حرکت و رفتار را می طلبند؟).

و....از همه عذر می خوام که طولانی شد . شاید سوالات بالا اینقدر هم مهم نباشند که من تصور می کنم شما بفرمایید کدام را به صواب نزدیکتر است.

با تشکر
عبدالکریم مازندرانی.








 

 

 23/06/1387

 طاها

 

جناب مازندرانی. با تشکر از کامنت شما، کمی سوتفاهم در برداشت شده که در این پست کاملا توضیح دادم، در صورت تمایل مطالعه فرمایید.

 

 

 22/07/1387

 بستگان

 

آقاي نوري زاده خودش با داشتن زن و چهار بچه پاسخ بدهد با چه انگيزه اي رفته چند زن سيغه اي ديگر نيز گرفته است

 

 

 03/08/1387

 طاها

 

بستگان عزیز!

کمی تفکر و خواندن باقی مطالب بد نیست. آن لینک ای که در کامنت قبلی گذاشته ام را ملاحظه فرمایید.

 

 

 20/10/1387

 مهدی

 

فکر میکنم حرف شما درست نیست
اگر کسی رزومه ی مشخصی داره و یهو تغییر موضع دیده میشه تو رفتارش، حق بدید که ادمای سیاسی با حواس جمعتری نسبت به اون موضع بگیرن
تو این اوضاع قمر در عقرب و عنقریب پاچه گیر سیاسی ایران که خوب خیلی باید اسسه رفت ، آسسه اومد

 

 

 22/10/1387

 عباس كرمي

 

من باورم نمي شه هر به فكر خودشه فقط سر مردم بي كلاه مانده است

 

 

 22/10/1387

 عباس كرمي

 

من باورم نمي شه هر به فكر خودشه فقط سر مردم بي كلاه مانده است اصلاحات فقط راي مردم را مي خواهد وبس . خداوند رحم علي ع بر دل هركه كه بچه مسلمان قرا بدهد تا ايران عزيز جايگاه خودش را پيدا بكند انشاالله محمد نوري زاد خيلي بزرگي

 

 

 26/02/1388

 بهروزی

 

من نوری زاد را از سالهای دور می شناسم . درباره ی او جفا نکنیم . او یک انسان آزاده و بدون وابستگی به جریانات سیاسی است و بهمین دلیل است که شجاعانه و البته بسیار منصفانه به نقد صاحبان قدرت و سایر اقشار حزبی می پردازد . درضمن اینقدر رشد داشته باشیم که مواضع یک فرهیخته را با موضوعاتی که برازنده ی قلم نیست نیالاییم . من به پاکی و درستکاری نوری زاد ایمان دارم . او هنوز که هنوز است یک جهادی است . مثل سالهایی که درجهادسازندگی بود .

 

 

 27/04/1388

 طاها

 

امیدوارم که این‌طور باشد جناب بهروزی. کلا مطلب در موردآقای نوری‌زاد نیست. در مورد اصلاح‌طلبان است. البته این مطلب قدیمی‌ست. لطفا دوستان تاریخ نگارش آن را نگاه کنند.

 

 

 01/05/1388

 بشري

 

ببين در مورد مشايي واقعا ساده انديشانه قضاوت كردي! هيچ موضع گيري عليه بنيادگرايي نكرده كه اصلاح طلبا جلوش وايستند. ميخواي اصلاح طلبا ازش حمايت كنن كه اونم طاقچه بالا بذاره بگه دعواي ما خانوادگيه! فعلا كه ا.ن. دوستي با مشايي رو نعمت ميدونه.... ضمن اينكه دوستي با مردم اسراييل هم موضع هيچ اصلاح طلب يا حتي روشنفكري توي ايران نيست. نكنه ميخواي به بدبختي روشنفكراي عرب دچار بشيم كه ميپيچن به خودشون از درد وقاحت اسراييل، ولي دولتاشون با اشغالگرا دل ميدن و قلوه ميگيرن و روابط تجاري گسترش ميدن؟!
در مورد نوري زاد اما جدا متاسفم از اين همه موضع انفعالي... واقعيت اينه كه اصلاح طلبا هم مثل باقي انقلابيون 57 پرونده كثيفي دارن با اين تفاوت كه متهم كردنشون تابو نيست و هر كي تو اين نظام با ساختن و رو كردن دو تا پرونده عليه اين جماعت ميتونه اميدوار به حمايت دولت باشه
بنابراين هر كي ميزنه تو سرشون چند متر فرو ميرن و خيال ضدحمله هم ندارن... اصلا از نظر من دوره 8 ساله رياست جمهوري خاتمي، از اصلي ترين عوامل افتضاح فعلي هست! امثال اين دسته براي بقاي ديكتاتوري كاملا موثر عمل ميكنن و بودنشون فقط خفه كن و سوپاپ حركت هست

 

 

 12/05/1388

 سعیدی

 

اینها حرفهای یه من چند غاض اگه راست میگین ریشه را بیابید
به قول سهراب ( من قطاری دیدم سیاست میبرد وچه سگین میرفت
ودیدم که قطاری محبت می برد و خالی میرفت

 

 

 27/06/1388

 

 

واقعا چرا بايد پشت نوري زاد رو خالي كنن و اين فرصت طلايي رو از دسن بدن؟
منم گيجم كه بالاخره اين اصلاح طلبا چي ميخوان اون از پرونده هاي اول انقلابشون كه دست كمي از اين اصولگرايان ابله ندارن و اينم امروزشون!
من هم واقعا گيجم!

 

 

 28/06/1388

 شکوفه

 

آقای نوری زاد همیشه به چهره ای افراطی شهرت داشتند.یادم می آید خودشان اعتراف کردند به دیدن یک هنرپیشه جانباز و بیمار نرفتند چون موهایش بلند بوده!!!!؟ و ابته فکر می کردند چون موهایش بلند است جانباز ی بهش نمی آد و بعدا متوجه می شوند که بیماری این هنرپیشه از عوارض جنگ است؟؟؟ این آقای نوری زاد همان است عوض نشده !!
سال 83 در جلوی تالار شهید آوینی دانشکده هنرهای زیبا سوالی تخصصی از هنر حقیقی از ایشان پرسیدم از پاسخ بی ربطی که داد فهمیدم خیلی هم از لحاظ هنری با سواد نیست و به خاطر مسایل دیگری به شهرت دست یافته!!!
اگر اهل هنر باشید از روی سریال های ایشان می توانید به این نکته پی ببرید؟
به هر حال خدا هدایتش کنه و ما را نیز ..............امین

 

 

 28/06/1388

 سیدمهدی بابل

 

نوری زاد نون به نرخ روزخور لعنت بتو وسبزپوشان جامعه که ماراازنون خوردن انداختین گورپدر همه شما عوضیها

 

 

 29/06/1388

 سامان

 

فقط میخواهم بگویم خیلی آب به آب نشوید. محمد آقای ما یک شبه به این جا نرسید. چند سالی در وادی خا.........نم بازی و صی......غه مجاهدت کرده تا به این ارتقای ایدئولوژیک دست یافته. بخواهید جزئیاتی رو براتون خواهم فرستاد (البته کاملا مستند. طوری که برید در خونه ی طرفاش از خودشون بپرسید. کسی بیخود نگه شانتاژ می کنم. کاملا مستدل و مستند ارائه خواهم داد) تا متوجه موضوع بشوید.

 

 

 04/07/1388

 حیدری جمارانی

 

دوست خوب و مطلعم ،من در نامه ای که برای رهبرمان نوشتم بطور تلویحی گفتم : دستیابی به دانش هسته ای - اگر هزار دستیابی فنی و علمی دیگر نیز به آن اضافه کنیم - آنجا ارزشمند است که ما مردم را از دست ندهیم . جمله آخر همان نامه این است : نظامی که مردم ندارد چه دارد؟ و شاید بطور تلویحی تر گفته باشم : ما انرژی هسته ای را نه مگر برای استقلال انرژیک و استقلال سیاسی می خواهیم ؟ وقتی زیر پای ما در این حادثه نامبارک خالی شده همه دانش هسته ای و همه بمب های هسته ای و همه نیروگاههای هسته ای نمی توانند نجات دهنده ماباشند . در باره ذات دستیابی به انرژی هسته ای من کاملا با جنابعالی موافقم . ممنون از ادبتان و توصیه پایانی مطلبتان .

 

 

 04/07/1388

 حیدری جمارانی

 

آقای طاهای عزیز سلام .. من اخیرا با وبلاگ شما آشنا شدم . خواندم و خواندم و رسیدم به این مطلب و به اظهار نظر آقای سامان . این نگرش آقا ی سامان را بسیار دور از انصاف و ادب و انسانیت دیدم که برای هر کس بخواهیم سند و پرونده در خانه هایمان نگهداری کنیم . بخصوص مسائلی که کاملا خصوصی و به خود افراد مربوط است . خواستم بگویم ایکاش آقای سامان وهمه ما بجایی می رسیدیم و رشدی پیدا می کردیم که به سخن افراد توجه می کردیم و به این که این افراد در خلوت خود چه می کنند و چکاره اند کاری نداشته باشیم . من کاری به آقای نوری زاد ندارم . من هم مثل شما به سخن و نظر ایشان به دیده احترام می نگرم . همین که ایشان خطرکرده اند و در راستای رشد جامعه یک چنین نگرشی را عمومی کرده اند با ید از ایشان ممنون بود . من دست و قلم آقای نوری زاد را می بوسم و کاری ندارم که آقای سامان در خلوت خود چکاره است و شما چکاره اید . این روحیه سند سازی آدمها را خطرناک و اعتماد را از جامعه می گیرد . همان سندی که مثلا آقای احمدی نژاد برای آقای موسوی رو کرد . من چه کنم که از ادبیات امثال آقای سامان ترس دارم . اینان بدنبال کشف حقیقت نیستند . بلکه اکسیژن اینان همان سندهایی است که در چمدانهایشان نگهمیدارند . در ضمن کاش می شد از ایشان و امثال ایشان بپرسیم این سند ها پیش ایشان چه می کند . خدا عاقبت همه ما را ختم بخیر کند و با آبروی مردم به این سادگی بازی نکنیم . ممنون از سعه صدر و آزادگی تان

 

 

 26/07/1388

 شهید

 

من اولین باره این وب را مشاهده می کنم.
متأسفانه مثل همیشه فرصت سوزی و دفع و دفع!!
آقایان اصلاح طلب اگر دنبال اصلاح هستند باید نخبگانی چون محمد نوری زاد را حمایت کنند. اگر واقعاً برای مردم کار می کنند!
چرا محمد نوری زاد می تواند چنین حرفهایی بگوید و بنویسد ولی آنها از برگزاری یک جلسه سخنرانی عاجز مانده اند؟
محمد نوری زاد می تواند نامه سرگشاده بنویسد ولی هیچکدام از مدعیان اصلاح طلبی نتواستند حتی بصورت تلویحی هم حمایت و تأیید بکنند.
این سکوت آقایان اصلاح طلب شبهه ایجاد می کند یعنی واقعاً دوباره سر مردم با این شعارها و حرکت ها کلاه رفته ؟!
و قدرت طلبان دوباره چهارسال دیگر در مسند قدرت؟
آقای سامان اگر در مورد مطلب نظری ندارید تخریب نکنید شخصیت مردم را اونهم به هر وسیله ای؟
کاش مطلب مفیدی از شما می دیدیم!

 

 

 12/09/1388

 سعيد

 

مطالب دوستان را خواندم ؛ حقيقت مطلب آنست كه يه چيزي خيلي من را در اين جامعه رنج ميدهد و آن عدم تعادل ما است . غالباً از مسير اعتدال خارج ميشويم . شايد تغيير موضع فعلي آقاي نوري زاد نيز به همين خاطر است و اين البته در خصوص اصلاح طلبان نيز كاملاً صادق است . در واقع افراط و تفريط هاي ما دمار از روزگار اسلام در آورده .و بنظر من انكه در اين زمانه از همه مظلوم تر است خود اسلام است ؛ هركي هرجا كم مياورد بنام اسلام ميخواهد رفتار و كردار ش را توجيه نمايد .

 

 

 17/09/1388

 مهدی

 

من هم خیلی از گدشته آقای نوری زاد دل خوشی ندارم اما با نظر اقای جمارانی و شهید کاملا موافقم فعلا ایشان تنها کسی است که عصاره انچه ملت در این سالها طلب میکرده است را به نمایش گذاشته است منظورم سوال و انتقاد از عالیترین مقامات مملکت و تقدس زدایی است که این امر شروع هر کار دیگری است . من مطمئنم او ان کاری را کرده است که به ان ایمان داشته و این کار را بدور از هرگونه هوس انجام داده حالا گذشته اش هر چه میخواهد باشد . به نظر من بدون هیچ گونه توجیه بیموردی باید از آقای نوری زاد حمایت کرد .

 

 

 22/09/1388

 ali

 

اشتباه می کنی عزیزم یا جیره خوار احمدی نژاد هستی یا نادانی.

 

 m

 23/09/1388

 طاها

 

ali آقا اگر منظورت من است، متشکرم از این همه هوش و ذکاوت شما در شناخت واقعیت بنده!

 

 

 23/09/1388

 امیرخانی

 

ای کاش اطلاع رسانی کنید که این دوست سابق ما چقدر کیسه یا امثال آن گیرش اومده که این گونه شیفته شده؟!!!
اصلا شخصیت ایشان را در حدی نمیدانیم که جوابی برایش بدیم فقط دنبال این هستیم که چقدر گیرش اومده؟ آیا در حد کافی بوده یا بمانند برادران یوسف به متاع قلیلی فروخت؟ قطعا متاعش قلیل بوده!!!

 

 

 01/10/1388

 محمد

 

نوری زاد عمر خود را در راه انقلاب گذاشته بنابراین بی انصافی است اگر به او برچسب هایی( نچسب) بزنیم ما او را میشناسیم اما شما را نه !!

 

 

 08/10/1388

 حمله

 

اقا نظر من اینه که به دستور آقا همه اینا مفسد فی الارضن وباید با بک الله اکبر نابود بشن حیدر حیدر

 

 

 09/10/1388

 علي اصغر رجبي

 

با ابراز تأسف از تذبذب افكار آقاي محمد نوري زاد، درباره نامه دوم وي به رهبري پاسخي تهيه كردم به اميد آنكه بدون هيچ گونه تعصبي در افكار و اعمال خويش فكر كند و متنبه گردد.
مناسب دانستم تا خواندن اين نامه براي بينندگان وبلاگ شما مفيد باشد. منتظر نظرات دقيق همه دوستان خواهم بود.
باسمه تعالي
برادر عزيز و دلسوخته جناب آقاي محمد نوري زاد
سلام عليكم
تيتر نامه دوم شما به رهبر معظم انقلاب را در سايت ديدم و با توجه به علاقه قلبي به دست نوشته هاي ساليان گذشته شما، با كنجكاوي نامه را به طور كامل دانلود نمودم و شروع به خواندن نمودم و بسيار مايه تعجب و افسوس شد. در اين وانفسا كه همه معاندان به اين مطلب اساسي رسيده اند كه اصل ولايت فقيه مانع رسيدن به تمايلات شيطاني آنها است از شما برادر عزيز، بصيرت بيشتر انتظار مي رفت. امثال من منتظر دست نوشته هاي شما بوديم تا شيفتگي و دلدادگي ما را به وليمان بيشتر سازد نه مرقومه اي چنين دور از انصاف.
مطمئناً رهبر عزيز بر اساس روال معمول و به دليل سينه گشاده و پر عطوفت خويش به جاي پاسخگويي، از شما دلجويي خواهند نمود. لذا در اين زمانه غبارآلود كه به همه مقدسات بي حرمتي شده است و دل همه رنجديدگان به درد آمده، وظيفه خود مي دانم تا موارد ذيل را بي پرده و شفاف و گذرا به عرض برسانم. باشد تا به دور از تعصاب خاص نسبت به افراد، مباني فكري خويش را مرور نماييد و خطاهاي احتمالي گذشته را برطرف سازيد.
در ضمن بايد اشاره كنم كه نوشته حاضر بر اساس شناخت كمي كه از گفتار و اعمال حكيم فرزانه و خلف حضرت روح اله دريافت نموده ام تنظيم گرديده و اين احتمال هست كه اگر نوشته حقير به محضر ايشان ارائه گردد باعث شرمندگي باشد.
و اما درباره نامه شما:
اولاً اينكه بهتر بود در سرتاسر نامه از ضمير من به جاي ما استفاده مي نمودي و اشتباهات خود را به رهبري نسبت نمي دادي. نكند باورت شده كه تا كنون مطيع امر مولا بوده اي و اشتباهات تو نيز به تبع گوش سپردن به اوامر وليت واقع شده؟
چرا از اعمال و افكار خويش شانه خالي مي كني و حاضر به قبول خسارات به بار آورده اي كه در هنگام اشتغال در گوشه ای از مواضع فرهنگی کشور ايجاد نموده اي نيستي؟ مگر در جمع هنرمندان و در حضور رهبر معظم با نوازش لبخندهاي ايشان به اعلام مواضع نمي پرداختي؟ آيا فكر كردي همه نظرات كارشناسانه و برگرفته از دينتان بلا اشكال بوده كه مورد نوازش رهبري قرار گرفته بود؟ آيا فكر نمي كني كه رهبري معظم با نگاه محبت آميز به دنبال پوشاندن خطاهاي فكري يك سرباز صادق خويش بوده؟ مگر شما نبودي كه پس از عيادت از رضا ايرانمنش اعلام داشتي كه فكر نمي كردي ايشان با آن ظاهر و نقشهايي كه در هنگام بازيگري داشته مثلاً ريشش را مي تراشيده جانباز شيميايي باشد؟ آيا نمي توان شما را هم جز همان دوست نماهاي مورد ادعايتان دانست كه با ظهور نهضتی به اسم ریاکاری به ریش و تسبیح فردی نمره داده ايد و از کراوات و ادکلن دیگری نمره كاسته ايد و با همین قیاس، جامعه را به اندرون بلوایی از ریاکاری ترغیب نموده ايد.
البته حضرت آقا در مواقع گوناگون به مباني معرفتي و تعريف دوست و دشمن حقيقي پرداخته (مثلاً در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير) و مسئوليت خطير خواص را گوشزد نموده و همه خواص از جمله شما و دوستان واقعي مورد نظرتان را به دليل داشتن اشتباهات عملیاتی و خطاهای معرفتی از صف انقلاب نرانده و هميشه آغوش پر از محبت خويش را به روي همه گشوده، با اينكه افق نگاه بعضي بوسيله غفلتهاي معرفتي و ناملايمات روزگار و حب نفس و داشتن عُجب و خود برتربيني، در حال تغيير بوده و اهداف غايي و مدينه فاضله و آرمانها را از ياد مي برده اند و واقعيتهاي اجتماعي و اشكالات ناشي از رويه ناصواب خويش را در سطح جامعه دليل موجهي بر فرياد كشيدن و نصيحت رهبري مي ديده اند.
راستي چرا كسي در اين نظام از سر دلسوزي و خيرخواهي و حفاظت از خون شهداي عزيز، رهبري بسيار عطوف و مهربانمان را مورد انتقاد قرار نمي دهد كه چقدر با اين دوستان از خود راضي مماشات و مدارا مي نمايد. هماناني كه حاضرند با مخالفان فكري حضرت روح اله فالوده بخورند ولي سر سفره بچه حزب اللهي هايي ننشينند كه تنها عايدات آنها از اين انقلاب كشته شدن و جراحت برداشتن و طعم فقر را چشيدن و به جرم ظاهر انقلابي شان جوابگويي به نابسامانيهاي اجتماعي و اقتصادي مردم، شده است. ما را چه شده؟ اگر ادعاهاي شما را در قبال افرادي كه با بضاعت اندكشان، از شما براي انقلاب بيشتر دل سوزانده اند و از نظر شما با زيركي خاص و با حفظ ظواهر به موقعيتهايي رسيده اند قبول كنيم. چند سؤال جدي پيش مي آيد كه پاسخ گويي به آنها مي بايست براي جنابعالي با آن چشم برزخي كه به مدد تجربيات و نشست و برخواستهاي فراوان با اين دوستان قديمي پيدا نموده ايد آسان باشد:
در اين انقلاب چه كسي با كمترين ابراز ارادت و چند شعار داغ به موقعيت و تريبون و شأنيت خاص نرسيده كه فقط اين دوست نماهاي زيرك به آن رسيده اند؟
مگر حضرت امام در اول انقلاب همه امور را به مردم و همه گروههاي دخيل در انقلاب واگذار نكرده و به خواست نزديكان مشفق، حتي از سپردن امور به ليبرالها هم خودداري ننموده؟
كدام فرد و گروهي در اين انقلاب راهكاري در ذهن خويش داشته و فرصتي در اختيارش قرار نگرفته و مورد محك مردم واقع نشده ؟
آيا كمترين احتمالي به خود راه نمي دهيد كه ممكن است خودتان نيز در شناخت دوست و دشمن به اشتباه رفته باشي و يا خداي ناخواسته فكر نمي كنيد اين نامه نگاريها به رهبري براي آن باشد كه رداي وزارت فرهنگ و يا رياست بر رسانه ملي يا فلان خبرگزاري را براي خود دوخته اي و فرصت پوشيدن آن را نيافته اي؟
مگر دوستان واقعي و رانده شده مورد نظر شما در هنگامه داشتن مسؤليتهاي فراوان، جواب منتقدين دلسوز را با تندي نگفته اند كه چوب لاي چرخ مي گذارند و پس از فراغت از مسؤليت همگان را به باد انتقاد نگرفته اند؟
آيا شما از طرف خدا مجوز خاصي دريافت كرده ايد كه بر اساس باطن افراد حكم مي رانيد و ظاهر اعمال و گفتارشان را رياكارانه تشخيص مي دهيد؟
حتماً به زعم شما افرادي كه اعمال و گفتار آنها به اتفاق همه متدينين و انقلابيون، داراي اشكالاتي هست به جهت دوري از ريا و ظاهر فريبي چنين عمل مي كنند و باطنشان آن است كه بايد باشد؟
اگر در موقعيتي به دليل نبودن فرد ايده آل به كمتر از آن رضايت داده شود و مسؤليتي به او سپرده شود بايد از اشتباه گرفتن دوست و دشمن سخن راند؟
آيا همه عزل و نصبها با رهبري بوده و يا اينكه شما از رهبري انتظار داريد افرادي را كه داراي مسؤليتي در نظام هستند و احياناً لغزشهايي هم داشته اند به حضور نپذيرند و با آنها ارتباط برقرار ننمايند؟
مگر نه اينكه هدف غايي انقلاب ما، تكامل انساني فرد فرد جامعه هست؟ و چه كساني مستحقتر از دلدادگان به آرمانهاي انقلاب براي قرارگيري در اين سير تكاملي و بهره مندي از دم مسيحايي ولي زمان؟
آيا كسي را مي شناسيد كه به اندازه رهبري انقلاب، فرصت در اختيار همه فكرها و سليقه ها قرار داده باشد و حتي حمايت نموده باشد؟
اينكه با وجود عملی کردن فرمولهاي به زعم شما اشتباه، کارها سامان نگرفته شايد به خاطر آن بوده كه دايره دوستان، خيلي وسعت يافت و هر كسي كه ادعاي دين و انقلاب و امام نمود و به اندازه يك دستخط كوتاه التزام عملي به ولايت فقيه و قانون اساسي داشته، در نظام ديني به مسؤليت و موقعيتهاي خاص دست يازيده.
البته رهبري معظم به كرات اعلام داشته كه هر جا در اين انقلاب توفيقي داشته ايم به بركت پافشاري بر اصول و آرمانهاي امام بوده و هر جا نابساماني و مشكلي پديد آمده به علت وادادگي و كوتاه آمدن از مباني انقلاب بوده است. با اين حال رهبري عزيز در موقعيتهايي كه مسؤلان از اصول اصيل انقلاب كوتاه مي آمدند با ارائه رهنمود و نصيحت و بدون برهم زدن مسير قانوني امور، نظرات خويش را بازگو مي كردند كه در موارد بسيار، تصميم گيرندگان بر اساس سلايق خود عمل مي كردند و پس از گره افتادن در كارها دست به دامان رهبري مي شدند و حكم حكومتي يا راه برون رفت تقاضا مي نمودند.(دادگاه ميكونوس و ...)
آيا امكان دارد نام تعدادي از دوستان واقعي رانده شده به زعم خود را بگوييد تا ما هم شخصيت مخفي آنان را بشناسيم؟ راستي علم متحرك را كجا بايد جستجو نماييم در لندن يا كنفرانسهاي برپا شده در بلاد كفر و يا... ؟
برادر گرانقدر آيا فكر نمي كنيد عيوب خويش را به همنشينان و دوستان قديمي خويش تعميم داده ايد و رهبري معظم را نيز در اشتباهات عملياتي و خطاهاي معرفتي خويش شريك دانسته ايد؟
آن قسمت از نامه شما كه آقاي شريعتمداري را توصيف نموديد خيلي برايم عجيب بوده. به فرض قبول ادعاي شما، آيا فكر نمي كنيد كه خودتان به سبب همنشيني بسيار با اين بزرگوار (البته نمي دانم چه امر مهمي باعث ايجاد فاصله عميق اينچنيني شده؟) تحت تأثير همان روحيه، قرار گرفته باشيد. هم در زمانيكه با دست نوشته هاي ناب خويش در كيهان به عرصه فيلمسازي و به تصوير كشيدن شخصيتهاي صدر اسلام كه در زمان كنوني مي زيسته اند روي آورديد و هم در اين موقعيت كه از باطن افراد باخبريد و نقاب از چهره دوست نماهاي زيرك برداشته ايد؟
آيا هيچ وقت از خود سؤال كردي كه اگر بار ديگر رهبري عزيز مجبور گردند ناگفته ها را با مردم وفادار در ميان بگذارند چه خواهند گفت؟ (همانگونه كه در نماز جمعه تاريخي در صورت عدم اصلاح رفتار دوستان مدنظر شما وعده نمودند)
آيا شناخت شما از سه نفر از دوستان واقعي نظام كه برشمرده ايد بيشتر است يا كسي كه از نزديك به مدت 30 سال با آنها كار كرده و همه كارنامه آنان را به خاطر دارد؟
اگر شما از دوستان زيرك نزديك شده به اركان نظام ابراز نگراني مي كرديد و از افرادي كه خطاهاي بزرگ فكري و عقيدتي علاوه بر عملكرد پر از غلط در كارنامه خويش دارند دفاع نمي نموديد نامه شما را شايد مي توانستيم به ديد اغماض بنگريم و به حساب آرمانگرايي شما بگذاريم ولي نمي دانيم قسم حضرت عباس را بپذيريم يا دم خروس را؟
برادر گرامي آيا بهتر نيست كه به جاي دشمن جلوه دادن دوستان انقلاب، با چشمان با بصيرت دشمنان واقعي را با قهقهه مستانه شان در آن سوي مرزها ببينيم و به دوستان ديروز هشدار دهيم كه در دام شياطين رانده شده از اين آب و خاك نيافتند.
آيا بهتر نيست در داخل اين مرز و بوم با همه كمي و كاستيهاي خود بسازيم و ايرادات خويش را مشفقانه به هم گوشزد نماييم. و چشم طمع بيگانگان را از كاسه درآوريم.
از اين كه هنوز اميد اين داريد كه رهبري امور را اصلاح نمايد و نصايح مشفقانه شما را جامه عمل بپوشاند در بازگشت از خطاهايتان مي توان اميدوار بود ولي دردمندانه تقاضا دارم كه همزمان با صدور 3 نامه دشمن شادكن به رهبري، لااقل 3 نامه هم به دوستان مورد اشاره خود بنگاريد شايد با حرف شنوي از شما اشتباهات اندكشان برطرف شود.
البته نامه سوم شما به رهبري را در پايان تنظيم اين نوشته ديدم و احساس كردم در آن غروب غمبار عرفة امام هميشه غريب و مظلوم حسين بن علي (ع)، آيه يأس و نا اميدي در چهره تان نمايان شده با اين حال برايتان دعا نمودم كه اگر ما و ملت ما از دست رفتيم لااقل شما در دايره حب خدا قرار گيريد و عاقبت به خير گرديد.
دانشجوي بسيجي سالهاي سازندگي و اصلاحات
و هيأت علمي دانشگاه
8/10/88

 

 

 11/10/1388

 داغدیده

 

تمام حرفهایتان را خواندم اما از داغی که بردلم هست کم که نشد هیج افزوده هم شد خانمها و آقایان جان دادن همسرتان بر روی دستتان آن هم فقط بخاطر یک سوال رای من کو را دیده و چشیده اید آنهم با گلوله مستقیم چندین ماه است در کابوس دست و پا می زنم و تشنج های فرزندم را با اشکهایم می بینم تنها چیزی که برایم مانده خشمی است که بر سینه ام سنگینی می کند چرا که همسرم را نه سرباز امریکایی کشت نه اسراییلی ونه دشمنانی که مرتب از آنها نامبرده می شود بلکه به اصطلاح هموطنم کشت وهمین باعث شده تنها باورم انتقام باشد درد را تا نکشی فکر می کنی شوخی است اما سوالم این است اگر اسلحه به خانه و خانواده شما هم رسید باز هم همین حرفها را می زنید

 

 

 12/10/1388

 محمدی

 

آقای نوری زاد در دستنوشته های اخیرشان رعایت ادب وانصاف را نکرده اندو با همه ادعای اخلاق وفظیلتی که داشتند در نامه به رئیس قوه قضائیه بانام بردن از زادگاه ایشان به صورت تمسخر آمیز شان خود را پایین آورده اند تصور می کنم ایشان با این نامه غیر مستقیم می خواسته اند بگویند مرا بگیرید ودنبال قهرمان سازی بوده اند که برای سخنان بی مدرک خود سندی بسازندمانند فیلمها عدم تعادل ایشان از فیلمهای بی سر وته وی مشهود بود لیکن چون ایشان را فرد ارزشی می پنداشتیم تحمل می نمودیم بلکه چیزی از آن حاصل شود. که نشد

 

 

 14/10/1388

 ش

 

سرنوشت نوری زاده معلوم است باید توبه نامه بخواند اگر می خواهد دراین نظام مردم سالار زنده بماند

 

 

 15/10/1388

 طاها

 

جناب "داغ‌دیده" بسیار متاسفم برای آن‌چه بر شما رفته. امیدوارم عاملان این اتفاق روزی در دادگاهی عادلانه محاکمه شوند. هرچند که این هم جای خالی همسرتان را پر نخواهد کرد.

 

 

 18/11/1388

 حزب خران دموکرات، واحد خر رنگ کنی ( واحد اطلاع رسانی)

 

اوباما، او با ماست
فوری! فوری!
توجه! توجه!.

جنبش سبز دعوت میکند
جنبش سبز برای آخرین چهار شنبه سال دعوت میکند
در این مراسم با آتش زدن آشغالدونیهای تهران و موتور سیکلت یک مشت حزب اللهی مستضعف بدبخت پابرهنه طرفدار ديكتاتوري، با پرش از روی آن، همراه با لگد پراکنی و جفتک انداختن شعارهای زیر داده خواهد شد:
سبزی تو از من . سبزی من از تو
در ضمن توبره های یونجه و افسارهایی با پرچم آمریکا نیز در این مراسم میان شرکت کنندگان توزیع خواهد شد.
روسری برای فرار نیز آماده شده است.
سم هاي خود را براي اعمال دموكراتيك با نعل هاي فولادي محكم نماييد.
لطفا ماتیک و سرخاب نیز همراه بیاورید
حزب خران دموکرات، واحد خر رنگ کنی ( واحد اطلاع رسانی)

 

 

 18/11/1388

  واحد خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران

 

اوباما، او با ماست
فوری! فوری!
توجه! توجه!.

آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا جهت انجام اعمال دموکراتیک در راهپیمایی ۲۲ بهمن نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال ( اسلام آمریکایی) محسن کدیور و شلغم الدوله اکبر گنجی و افرادی چون سه یار خبیث دیگر آنان عبدالکارل پوپروش، عبدالقلقلی بازرگان و عطاءالسطنه مهاجرانی رهبران خارج نشین جنبش سبز و هر خر دو پایی که تمرین اعمال دموکراسی نموده و میتواند به خوبی لگد پرانی و عرعر کند و با توجه به نزدیک بودن چهار شنبه سوری بتواند زباله دانی آتش بزند، در اولویّت قرار دارند.
واحد خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران

 

 

 

نظر بدين !

برای تعويض زبان هرکار دوست داريد بکنيد.

لازم

 نام شما

نشان داده نمی شود

 email

http://

 URL

 جواب شما
   

لطفا متن درون تصوير را در کادر زير وارد کنيد.

 
 

 
   

 


تمامی حقوق این وب سایت بر اساس پروانه ي Creative Commons متعلق به طاها بذری است. 1388

طراحی و پشتیبانی : برترین راهکار وب

Creative Commons Licensecontent in this site is licensed under a Creative Commons Attribution-Noncommercial-Share Alike 3.0 Unported License.

Powered And Designed By : MaxWeS Co,Ltd.

بچینگ پلانت

گوگل بلاگ رولینگ !

سینما طاها !

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخن‌ای نیست

برف در بهار

کبریت