عید قربانی؟!

راستش را بخواهید من هنوز هم نمی دانم "عید قربان" دقیقن چرا عید حساب می شود. می گویند در این روز مردی می خواسته برای ایدئولوژی اش فرزند خود را ذبح کند، نکرده و به جایش گردن گوسفندی را بیخ تا بیخ بریده. بعد هم بچه را به همراه مادر فرستاده وسط بیابان بی آب و علفی. رهایشان کرده و از شانسش آبی پیدا شده و آن دو بی آنکه خود آن مرد تا مدت ها بداند زنده مانده اند.

به هر حال این روز در ممالک اسلامی عید حساب می شود. بعضی ها یک گوسفندی، شتری یا حیوان دیگری قربانی می کنند. حال قربانی چه و که؟ اصلا قربانی کردن چیست؟ من با شنیدن این "قربانی کردن" یاد انسان هایی می افتم که در پیشگاه بت ها گردن زده شدند، قربانی شدند و خونشان ریخته شد تا خدایانشان از آن ها خشنود گردند. چه عجیب خداییست که به ریختن خونی خشنود می شود؟

-----------------------------------

پ.ن 1 - بعد که مطلب را نوشتم متوجه سوتی مطلب شدم. آریو هم به درستی به آن اشاره کرده بود. درست می فرمایید. ابتدا ابراهیم بچه و مادرش را برد وسط بیابان رها کرد. پس از آن وقتی خبردار شد زنده مانده اند به آنجا آمد که بچه را قربانی کند. قبول ندارم که این ترتیب کمکی به حل مساله ی اصلی بکند.

پ.ن 2 - سخن در پاسخ به ابهامات بعضی ها دارم. موکول می کنم به پست بعدی. البته شاید هم هیچ وقت ننوشتم. حداقل تا زمانی که در ایران هستم شاید ننویسم. هر سنت ریشه دارد. درست یا غلط. قرار نیست که هر چه سنت بود عزیز هم در نظر گرفته شود. قتل عام گسترده به بهانه ی کمک به ایتام و فقرا ( که همین هم امروزه صورت نمی گیرد ) چیزی نیست که بتوان روی آن ماله کشید. احساس ادای دین هم اگر با یک گوسفند قربانی کردن ایجاد شود مضحک است.
 

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 19/09/1387


 19/09/1387

 A

 

دوست عزیز چرند گفتن نشانه روشنفکری نیست. روشنفکر کسی است که باورهای عقلانی دیگران را درک کرده و به آنها احترام بگذارد. ظاهرا شما بین قربانی کردن گوسفند در روز عید قربان از سوی مسلمانان و قربانی کردن فرزندان در پای بتها از سوی هندوها تفاوتی قائل نیستید.
بهتر است قبل از نوشتن کمی بیشتر فکر کنید. حواستان باشد که از آن سوی بام روشنفکری نیافتید.

 

 man-va-tanhayi.blogfa.com

 19/09/1387

 آریو

 

طاها من خیلی آزادی بیان رو قبول دارم بخاطر همین هم هست که الان اینقدر رک حرف میزنم. خدا وکیلی اگه من یه همچین سوتی تو وبلاگم میدادم خودت چی میگفتی؟ نه جدی؟
بابا بنده خدا اول زن بچه‌اش رو رها کرد. بعد از سالها پیداشون کرد دید پسرش بزرگ شده. که یهو خدا نه گذاشت نه برداشت. گفت پسرت رو قربانی کن. که البته این رو هم از قرار معلوم محض آزمایش گفته بوده چون بعدش میگه بجاش گوسفند قربانی کن. ترتیب این دوتا رو اشتباه کردی. کل باقی مطلبت هم تحت تاثیر یه همچین سوتی میشه. ولی بهرحال اگه میخوای بگه که خوب از این گذشته چرا گوسفندهارو سر میبرند برای قربانی کردن و غیره باید بگم آقاجان مگه چشه؟ مردم جشن میگیرند و این حیوانات هم پرورش داده شدند برای خورده شدن دیگه. نکنه تو از گیاه‌خواران و طرفداران حقوق حیوانات بودی و ما نمی‌دونستیم؟
اتفاقا قربانی کردن در روز عید خوبه. بشرط اینکه اونهمه گوسفند رو از اعراب نخرند و دوباره به خود اعراب برگردونند. پولش رو بدن به فقیر فقرا تو ایران. اما مگه این حاجی‌های اشراف‌زاده و ثروتمند ایرانی از حال فقرای کشور خودشون خبر دارند؟

 

 drario.wordpress.com

 19/09/1387

 حمید جلالی

 

طاها جان اول فکر کن بعد بنویس. من به اسلام و این جور چیزا کاری ندارم ولی پستت کاملا چرت است. یکبار که می نویسی یکبار هم بخون لطفا. حتی نمی شه گفت ربط گودرز به شقیقه است!!

 

 blog.hamidjalali.com

 19/09/1387

 Razoo

 

این حرف شما من را به یاد سخنان آقای مطهری انداخت در باب چهارشنبه سوری، که گفته بود در این شب آتشی بر پا می کنند و عده ای با «هیکلهای سر و مر و گنده» از روی آن می پرند. بعد هم این کارهای احمقانه را «نشانه خریت ما و پدران ما» خوانده بود. این سخن دقیقا به معنی خالی کردن یک رسم و آیین از ماهیت نمادین آن است. حرف شما هم همین طور.
طاها جان! من هم تازگی ها بی خدا شده ام، اما هنوز می توانم بفهمم که برای خداباوران، عید قربان، عید بندگی و پاکبازی است. یعنی خدای آنها به آن مرد گفته از عزیزترین کسش بگذرد و او گذشته و بعد از خدا جایزه گرفته.
ما ممکن است معنی بعضی از آداب و رسوم مغولها یا سیاه پوستان را نفهمیم، اما دست کم از سمبولها و نمادهای فرهنگ اسلامی - که عمرمان را با آن گذرانده ایم - که می توان سر در آورد. اگر حس بندگی نداری، آنقدر از اسلام می دانی که خود را به جای یک مسلمان که بتوانی بگذاری (نمی گویم به جای یک مغول یا سرخپوست)!

 

 

 20/09/1387

 yasamin

 

همش یه چهار روز نبودم کلی از ماجرا عقب افتادم پست ها بخونم تا ببینم از کجا به کجا اومدی !

 

 www.hadisemehr.wordpress.com

 20/09/1387

 سینا

 

من در مورد جشنها تا جایی که بهم خوش بگذره و مساله صرفا سمبلیک باشه زیاد به اصل و زیشه اش گیر نمیدم و نه تنها مشکلی ندارم که خوش هم میگذرونم ( هر چند که در عید قربان خوشگذرانی ندیدم و به جز تعطیلیش چیزی برای من نداشته! ) ولی اگر کسی بخواهد با آیین و مراسمی انگشت به عضوی از انسان برسونه و باعث محنت و دشواری و رنج و پریشان حالیم بشه ،به نظرم باید مجدانه ریشه هایش به نقد و چهار میخ کشیده بشه. در آخر هم کل این داستانهای کتابهای مقدس باید به شکل کمیک بوک به عنوان کتابهای ظنز یا تخیلی چاپ و جهت خنده مورد استفاده مردم واقع بشه.( البته قسمتهای غیر اخلاقیش حذف بشه که شدیدا جنبه بدآموزی داره!)

 

 http://sinsinsa.persianblog.ir

 20/09/1387

 حمید جلالی

 

طاها جان مشکل متن شما اینه که قربانی کردن گوسفند رو با گردن زدن انسان ها نزد بت ها یکسان تلقی می کنی و میگی باعث خوشنود شدن خدایشان می شود!!

 

 blog.hamidjalali.com

 20/09/1387

 طاها

 

حمید جان، اولا من یکسان تلقی نکردم که گردن زدن گوسفند با انسان مسلما فرق داره. من در مورد قربانی کردن و اینکه چرا اصولا نیازی به قربانی کردن هست نظر دادم.

 

 

 20/09/1387

 DESERTER

 

قربانی کردن یعنی از دست دادن چیزی و در قبالش بدست آوردن خدا ... پسرت رو می دی خدا رو می گیری ..ثروتت رو می دی خدا رو می گیری... لذت هات رو می دی خدا رو می گیری... یعنی طرف تو دنیایی قرار می گیره که به مرور یه چیزهایی براش عزیز میشه و اگه بخواد به عشقش به خدا پایبند باشه باید با از دست دادان اون چیزهای عزیز شده اثباتش کنه ... هدف، نفس کشتن نیست ... مایه گذاشتنه ... اگر هم خون شترها و گوسفند ها رو میریزن برای اینه که گوشتش به مصرف فقرا برسه ... و چون گوشت از قدیم الایم باعث قوت گرفتن جسمی گرسنگان می شد رسم شد که گوسفند یا شتر رو ذبح کنند و گوشتش رو بینشون تقسیم کنند ... وگرنه مثلا می شد شیر و نان هم تقسیم کرد .. اما باید اطعام حداکثری می شد .. یعنی بهترین چیزی که میشه برای سیر کردن یک گرسنه داد رو باید می دادند. در واقع یه جور قرار با خداست .. تو عطش غذایی بدن یک گرسنه رو برطرف می کنی و عوضش عطشت برای محبوب شدن در برابر خدا رو تا حدی برطرف می کنی.

 

 www.deserter.wordpress.com

 20/09/1387

 رحمان

 

طاها جان اگر دکتر شریعتی رو به عنوان یک انسان روشنفکر که نظرات واقعا متفاوتی با دیگران داره قبول داری توصیه می کنم یه نگاهی به متن زیر بندازی:

به نام آن ذات بی‌مانندی که مهر را در گلشن حقایق پرورش می‌دهد.
ایام، ایام حج است و موسم، موسم ذبح اسماعیل
ای حاج! اسماعیل تو کیست؟ چیست؟
نیازی نیست؟ کسی بداند، باید خود بدانی و خدایت
، اسماعیل تو ممکن است فرزندت نباشد، تنها پسرت نباشد، زنت، شویت، شغلت، شهرتت، شهوتت، قدرتت، موقعیتت، مقامت.....


من نمی‌دانم، هر چه در چشم تو، جای اسماعیل را در چشم ابراهیم دارد،
و اکنون که "آهنگ خدا" کرده‌ای در "منی" ذبح کن.
گوسفند را هم از آغاز تو خود انتخاب مکن، بگذار خدا انتخاب نماید، و
آن را، بجای اسماعیلت، به تو ارزانی کند.
اینچنین است ذبح گوسفند را، به عنوان قربانی، از تو می‌پذیرد

 

 neveshteh.namanegar.com

 20/09/1387

 طاها

 

رحمان جان مطالبی که از قول شریعتی ذکر کردی شاید از لحاظ ادبی تا حدودی زیبا باشد، اما گزاره ی اولت از دید من باطل است. من نه تنها شریعتی رو به عنوان یک روشنفکر قبول ندارم که اون رو فردی خائن و در عین حال ابله می دونم.

با عرض پوزش از شما البته.

 

 

 20/09/1387

 سمانه

 

اول سلام .
طه جان من فكر ميكنم هدف از قرباني كردن و فلسفه عيد قربان آن باشد كه انسان بتواند بخاطر معبود و معشوق خود از تمام وابستگي ها و تعلقاتش بگذرد . قرباني كردن اسماعيل صرفا كشتن آن نبود بلكه نشانه رهايي ابراهيم از بند وابستگي ها حتي عزيزترين وابستگي هايش بود

 

 

 20/09/1387

 ورتیگونه

 

طاها جان واقعاً فکر می‌کنم در این افسانه جای خدا و شیطان با هم عوض شده است، یعنی جایگاه آنکه تشویق به کشتن می‌کند و آنکه تلاش می‌کند جلوی وقوع
جنایت گرفته شود. ببین "لنارد کوهن" چی میگه:

The door it opened slowly,
My father he came in,was nine years old.
And he stood so tall above me,
His blue eyes they were shining
And his voice was very cold.
He said, Ive had a vision
And you know Im strong and holy,
I must do what Ive been told.
So he started up the mountain,
I was running, he was walking,
And his axe was made of gold.

Well, the trees they got much smaller,
The lake a ladys mirror,
We stopped to drink some wine.
Then he threw the bottle over.
Broke a minute later
And he put his hand on mine.
Thought I saw an eagle
But it might have been a vulture,
I never could decide.
Then my father built an altar,
He looked once behind his shoulder,
He knew I would not hide.

You who build these altars now
To sacrifice these children,
You must not do it anymore.
A scheme is not a vision
And you never have been tempted
By a demon or a god.
You who stand above them now,
Your hatchets blunt and bloody,
You were not there before,
When I lay upon a mountain
And my fathers hand was trembling
With the beauty of the word.

 

 vertigone.wordpress.com

 20/09/1387

 ورتیگونه

 

عقاب یا لاشخور، خدا یا شیطان، مساله این است.

 

 vertigone.wordpress.com

 20/09/1387

 ورتیگونه

 

سمانه جان، این توجیه مربوط به تفکری است که به تو به عنوان پدر اجازه مالکیت بر فرزند خود را می‌دهد. همان تفکری که برای پدر حتی در صورت قتل فرزند خود امتیازات ویژه درنظر می‌گیرد. (سارای 11 ساله _بخوانید اسحاق یا اسمائیل 9 ساله_ همین ماه گذشته توسط پدرش به آتش کشیده شد.) اما تو مالک انسان دیگری (حتی فرزندی که خود باعث بوجود آمدنش شدی) نیستی تا بتونی برای حق حیاتش تصمیم‌گیری کنی و این ‌کار رو نشونه‌ی رهایی از وابستگی‌هایت تعریف کنی. دوران برده‌داری و مالکیت انسان‌ها مدت‌هاست پایان یافته.

خیلی جالبه که بسیاری از مذهبیون بر ممنوعیت سقط جنین به خاطر اینکه قتل نفس تلقی‌اش می‌کنند اصرار می‌کنند اما همان‌ها در چنین موردی دست به توجیه "اقدام برای قتل یک انسان" می‌زنند.

 

 vertigone.wordpress.com

 20/09/1387

 ورتیگونه

 

در کامنت قبلی املای اسماعیل رو نادرست نوشتم

 

 vertigone.wordpress.com

 20/09/1387

 سینا

 

ورتیگونه، کامنت آخرت رو هستم همه جوره!

 

 http://sinsina.persianblog.ir

 23/09/1387

 آریو

 

همش پاک شد:((
نمی‌خوامممممممممممممم:((

 

 drario.wordpress.com

 14/12/1387

 سید محسن

 

دوست عزیز اظهار نظر کوته بینانه کار شاقی نیست. بعنوان مثال شما برای نقد مسیحیت نمی توانی مراسم عشای ربانی رو مورد تمجید یا نقد قرار بدی، بلکه ابتدا باید چهارچوب عقاید مسیحی رو از زبان ایدئولوگ های مسیحی و مهم تر از اون منابع دست اولشون بشناسی و بعد در خصوص احکامش موضع بگیری. درباره ی عید قربان یا حج یا روزه و هر عبادت اسلامی دیگری وقتی می توان اظهار نظر کرد که شخص به گونه ای منطقی و مستدل این دین رو بپذیره یا رد کنه. زوم کردن روی مطلبی مانند عید قربان که اتفاقا عین تسلیم دربرابر خدای حکیم رو میرسونه اونهم با لحن پیشداورانه و توهین آمیز بسیار سطحی و نابخردانه است. در عین حال من ای میلم رو میدم تا جنابعالی یا هر کدوم از دوستان مسلمان و غیر مسلمان که مایل به بحثهای ایدئولوژیک باشه بتونه باهام تماس بگیره.

 

 

 07/09/1388

 سیستانی

 

خنده داره ... این همه بحث سر اینکه بکشیم یا نه ... تو مگه ندیدی ناله های گوسفندی رو که در ردیف آخر منتظر کوبیده شدن بر زمین و ریخته شدن خونش در کنار بچه هاش توسط سلاخی که پول و گوشت و خون جلو چشممو گرفته؟ ... خنده داره ... انسان ها تا از کشتن حیوونا دس ور ندارن به کشتن همدیگه هم ادامه میدن (ص هدایت) ... حیوونا درد میکشن ... اونام عاطفه دارن ... خدای شما مگه رسمش آفرینش و حیات نیس؟ پس چرا اینجوری خودتو بازی دست این از خدا بی خبرا کردین ؟ ...

 

 

 01/02/1389

 بنیمین میشاییل اف

 

لعنت بر کسانی باد که ادیان الاهی را به تمسخر میگیرند
هیچ دین الاهی این قربانی را رد نکرده موسویت و مسیحیت و ازلام و..
اول خوب فکر کن و تحقیق کن بعد بنویس
الله روشنفکران بدون مغز را لال کند
روشنفکری در لباس و ماشین و مدل مو و ...و تقلید از غرب نیست

 

 

 22/03/1389

 iman mehdi zade

 

قربانی گوسفند
جنایتی عادی!
دردی که کسی آن را درک نمی کند!
گناهی بزرگ برای خشنودی الله!


این رسم در کشورها و ادیان دیگر هم هست منتها برای خدایانی با نامهای دیگر!
اگر انسان به اشتباه در حال حاضر گوشت میخورند ، میتواند مانند انسان حیوانها را بکشد ،
میتواند آنها را بیهوش (مثلا با شوک برقی مانند کافران ) کرده بعد جنازه آن را مصرف کند

به عنوان یک پزشک عرض می کنم
این طرز فکر اشتباه هم که مذهبیون دارند که با این طرز کشتن خون گوشت می رود وگوشت بهتر و. ...
از نظر علمی و پزشکی کاملا اشتباه هست

درضمن توجه کنید تفاوت بزرگ معنایی و تاریخی بین دو کلمه قربانی و کشتن هست
اگر دوست داریم به عنوان فردی مذهبی قربانی کنیم ، میتوانیم با دادن پول آن به یتبمان ، مراکز خیریه ، ساخت بیمارستان و...
کارهایی زیبا و خوب انجام دهیم

خیلی ممنون از درج این مطلب
ا

 

 

 31/03/1389

 sohrab

 

دوست عزیز خدا نخواسته الله خواسته
الله خدای دین اسلام است
آفریدگاری در دین دیگر این مطلب را نمی گه
نه به نفع انسان و سلامتیشه و نه برای روحیه انان خوبه و نه گرفتن جون موجودی دیگر برای خشتنودی نامی به نام الله از نظر عقلی و دینی دیگر درست نیست
چرا که شاید ما هم در دینی دیگر به دنیا می آمدیم قطعا به ترسناکی کشتن به نام قربانی برای رضایت خدا پی می بردیم
به نام حقیقیت
ایمان

 

 

 

نظر بدين !

برای تعويض زبان هرکار دوست داريد بکنيد.

لازم

 نام شما

نشان داده نمی شود

 email

http://

 URL

 جواب شما
   

لطفا متن درون تصوير را در کادر زير وارد کنيد.

 
 

 
   

 


تمامی حقوق این وب سایت بر اساس پروانه ي Creative Commons متعلق به طاها بذری است. 1389

طراحی و پشتیبانی : برترین راهکار وب

Creative Commons Licensecontent in this site is licensed under a Creative Commons Attribution-Noncommercial-Share Alike 3.0 Unported License.

Powered And Designed By : MaxWeS Co,Ltd.

حراجی اینترنتی آنلاین

گوگل بلاگ رولینگ !

سینما طاها !

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخن‌ای نیست

برف در بهار

کبریت