|
من میترسم
از این همه شور و شوق میترسم. از این موج پر انرژی میترسم. خیابانهای شهر پر شده از جوانانی که عمرشان به دوران خاتمی قد نمیدهد اما پرانرژیتر از حامیان آن روزهای سیدخندان فعالیت میکنند. از جوانک پرچم سبز به دست که نمیداند از فردای روز انتخابات چه خواهد شد میترسم. از او که نمیداند به سر مبلغین خاتمی 12 سال قبل چه آمد میترسم. از زمانی میترسم که حدود اختیارات نیروی انتظامی را از دست دولت میرحسین ( اگر که برنده باشد ) میگیرند. از زمانی که قوهی قضائیه جای خالی وزارت اطلاعات را پر کند میترسم. از نیروهای موازی میترسم. از اختلافات مجلس و دولت که نمونهاَش را در ابتدای دولت خاتمی دیدیم میترسم. مجلسی که حتی اگر دور بعدش هم همسو با دولت شود، شورای نگهبان در برابرش قد علم میکند. از سیاست خارجیای که دست رییس جمهور نیست. از بازار. از همهی اینها. از آنروزی که میرحسین هم به مانند خاتمی به رای دهندگاناَش پشت کند میترسم.
سبزپوشان و سبزبندان امروز، آهستهتر، شمردهتر، حساب شدهتر قدم بردارید. نشود که مانند همکیشان دوران اصلاحاتتان سرخورده شوید. نیاید روزی که به توهم بازشدن فضای سیاسی فریاد کشید و خود را به راحتی در لیستها قرار دهید. همان روزها هم خاتمی نتوانست پشت دانشجویان بهایستد. از جوانان آن دوران بپرسید سه سال آخر دولت خاتمی چهگونه بود. به اینهم فکر کنید که موسوی از خاتمی "اصلاحطلب"تر نیست.
این سرخوردگی ها را دست کم نگیرید. اینها هر کدام زخمیست بر روحیهی این ملت. اینها تحقیریست که خود آن را سبب میشویم. هوشیار باشیم.
----------------------------------------------------------
پ.ن - مناظرهی کروبی و احمدینژاد را در ستاد خیابانی احمدینژاد دیدم. تجربهای بود در نوع خود بدیع. خندههایشان، کفزدنهای کودکانهشان، نفهمیدنها و اشتباه فهمیدنهایشان را هم دیدم. هیاهو و شلوغشدن خیابان تا 2 نیمه شب توسط طرفداران موسوی ( چه بیربط ) را هم دیدم. این ملت به کجا میرود؟!
|
نوشته شده توسط طاها در
تاريخ : 18/03/1388
|
|
|
|
|
به كجا ميرود؟ فاشيسم سبز
معني اش را شما بهتر از من ميدانيد .تقيه كردن شما(شماي نوعي) در اين بين بي معنا است. در اين بين شجاعت روشنفكران لازم است كه نداريم
دنبال چيز جامعه راه مي افتيد تا ببيند شما را به كجا ميبرد بعدش شروع ميكنيد به نصيحت و تفسير كه ريشه هاي اين فاشيسم چه بود و چه نبود چگونه بازتوليد شد و هزار پرت و پلاي ديگر
از دل اين لمپنيسم سبز ممكن است يك فاشيسم آريايي-اسلامي استالينيست شكل بگيرد ولي مسلمآ فضا بازتر نخواهد شد
|
|
|
|
|
|
ارنستو جان، بگو چه باید کرد؟ تا آنجا که در تواناییمان بوده گفتیم و نوشتیم. سالهاست که گفتهاند و نوشتهاند. هرکسی در حد توان و شرایطش، یکی با محافظهکاری و تقیه، یکی عیان و صریح، اما وقتی که کسانی تمامی سعیشان را میکنند که نشنوند و نفهمند و نبینند چه میشود کرد؟ وقتی کسانی هستند که تمامی تلاششان را میکنند که دیگرانی نشنوند و نبینند و نفهمند.
از همین حالا مشخص است که این موج سبز از چه مردابی سردرخواهد آورد. لازم نیست منتظر گذشت زمان بشینیم. امید کمرنگمان این بود که آنچه در 8 سال خاتمی اتفاق افتاد بستن چشمبد به چشمها را دشوار کند، بازهم امیدمان اینست که 4 سال میرحسین باعث شود مردم ما دیگر نگذارند چشمبند بر چشمانشان ببندند، فکر نمیکنم این یکی هم تحقق یابد.
دیگه جدی جدی باید به فکر جمع کردن چمدان بود.
|
|
|
|
|
|
من احساس خطر میکنم و برای همین به میدان آمده ام ......
فکر تمام خطرات را کرده و آمده ام که قانون اساسی را اجرا کنم ...
آن هم با تمام قوا ..... ( اینها جملات اصلاح طلبان است که به اصول نیز اهمیت میدهند )
طاها جان خود میدانی که هم دردیم و خاطره تلخی از اصلاحات در ذهن داریم .... اما گمان میکنم که در این شرایط میبایست به آن ذره امید باقی مانده دوباره امید بست و برای رهایی از دروغ و دروغگویان به میدان آمد ... البت نه این که بگویم دیگران معصومند ... نه >
اما امیدی نیست این مردم به شعوری والاتر برسند ... که انتخابی دیگر کنند ... گزینه فعلی تلاش برای اندک امید باقی مانده است ....
داستان ما همان داستان مارگزیده و ریسمان است ... زمان زمان بازگشت نان است ...
|
|
|
|
|
|
نه، بازهم داستان مارگزیده و مار هستش، مارهایی که مار بودن خودشون را در سی سال فرصتی که داشتن اثبات دادن، دیگه هیچ جور نمیشه این مارها رو ریسمان دید، مگه به کمک چشمبند سبز زئوس جان.
|
|
|
|
|
|
سلام
من که خیلی بیش تر از تو مرددم ... چه کار باید کرد آخه ...
... وبلاگم به روز هست
یه سری بزن ...
...
به امید خدا
خوش باشی
|
|
|
|
|
|
سلام
می خواهم در انتخابات شرکت کنم.
اما نه به موسوی اعتماد دارم چون پدرم در دولتش پاکسازی شد و دائی هایم در گزینش های کنکور دولت او با رتبه های خوب مردود اعلام شدند به بهانه ی اینکه شوهر خواهرشان فعال سیاسی بوده!!! نه به کروبی ، که سابقه اش و عدم مدیریتش را نمی پسندم حتی محدوده مسئولیت خودش را نمی شناسد!!
و نه به احمدی نژاد که نسبت به بخش فرهنگی بی توجه است !
به محسن رضائی هم که رای بدهم رئیس جمهور نمی شود!
کسی به من بگوید من باید چکار کنم؟
|
|
|
|
|
|
ساناز جان، قبلا هم گفتم، این چهار میم همه یک یا چند نقطهی تامل برانگیز در کارنامهشان دارند. شما خودت باید تصمیم بگیری.
------------------------------
عباس جان، من بر خلاف تو اصلا مردد نیستم. تکلیف خودم رو هم میدونم و تو هم میدونی
------------------------------
zeUs جان، با شما هم مخالفم!
|
|
|
|
|
|
بسمه تعالی
بسیار مسرورم که گذشت زمان ذهن و دل جوانان این مرز و بوم را روشن ساخته است.
حتما به سید بزرگ رای دهید ایشان مورد تایید حضرت امام خمینی بوده اند و در زمانی که ضد انقلابیون باید منکوب میشدند کابینه در دست ایشان بود و ایشان تجربه برخورد با ضد انقلاب را دارند.
از سوی دیگر ایشان نخست وزیر حضرت آیت الله خامنه ای بوده اند و رابطه نزدیکی با ایشان دارند.
انشا الله با حضور پرنگتان در این انتخابات به مانند یک رفراندوم به نظام پویای اسلامی رای آری دهید.
احمدی نژاد توسط مشتی متحجر و پول پرست صهیونیست حمایت میشود تا فرهیختگانی مثل سردار بزرگوار سازندگی و حضرت ناطق نوری را مافیای اقتصادی جلوه دهد.
با رای مردم به موسوی علاوه بر در هم شکستن توطئه لیبرالها و سکولارها مجددا با انقلاب و خون شهدای انقلاب تجدید میثاق خواهد شد.
هوشیاری شما وبلاگ نویس محترم حکایت از بلوغ فکری شما دارد.
جاویدان باد نظام شکوهمند جمهوری اسلامی ایران.
|
|
|
|
|
|
:)) این کامنت قبلی شاهکاره! آقا توهم زدی؟
|
|
|
|
|
|
آقا/خانم hakhamanesh
اين چرت و پرت ها رو از كجات آوردي؟
خودتم به اين ها معتقدي؟
|
|
|
نظر بدين !
|
|
 
|
|
|
|
|
 |
|
|
 |

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخنای
نیست

برف در بهار

کبریت
|
| |
| |
| |
|