|
جسم بیجان و زنده
کولری کوچکی بود که اتاقم را سرد میکرد. مدتی بود با مشکل مواجه شده بود. کلیدش را که میزدی نمیچرخید. باید با دست اندکی پروانهاش را میچرخاندی تا به حرکت میافتاد. به اصطلاح باید هِندِلاَش میزدی. راه که میافتاد دیگر کار میکرد و هوا را سرد.
یکی از همین دفعات هندل زدن، با چرخاندن پروانه و به راه افتادن کولر فکر مضحکیای به سرم زد. چهقدر شبیه بدن آدمیست این کولر. تصور کن انسانی را که تازه مرده است به مرگ طبیعی. مغزش هنوز سیگنال میفرستند. قلبش تپش ندارد. دستی لازم است که سینهاش را ضربه زند. بر حسب شانس یا هرچه، تپشی ایجاد میشود و خونی در بدن به حرکت میافتد و انسان مرده زنده میشود. خون حاوی اکسیژن و غذا به مغزش میرسد و باعث میشود سیگنال فرستادنهای مغز متوقف نشود. کولر اتاق من هم همین حالت را دارد. دستی میخواهد که به حرکت افتد و یکباره زنده شود.
واقعا تفاوت انسان زنده و مرده در چیست؟ در همین؟ اصلا زنده بودن دقیقا چه معنایی دارد؟ کی میگوییم این جسم زندهاست و آن یکی مرده؟ آیا به کامپیوتری که در حال پردازش است و سیستمهای کنترلی بر رویش سوار شده هم میگوییم موجود زنده؟ بدن انسان چه تفاوتی دارد که معتقد به وجود روحی در آن هستیم و کامپیوتر ندارد؟ زیر سیستمهایی با هم جور شدهاند، به کار افتادهاند، روزی هم از کار خواهد افتاد. روحش کجا بود آقا؟!
مضحک نیست؟
|
نوشته شده توسط طاها در
تاريخ : 27/04/1388
|
|
|
|
|
سلام
به روزم عزیز
لطفا سر بزنید ... ممنون می شم ...
...
به امید خدا
خوش باشی
|
|
|
|
|
|
طاها عزیز
چه زیبا، چه جالب
با اجازه در بلاگ نیوز لینک شد.
|
|
|
|
|
|
سلام
الان آمدم خواندم
آخه من به تو چی بگم
من مطمئنم تو اگه بافتی و بمیری خدا را شکر ، کامپیوترت ( لپ تاپ جونت ) ناراحت نمیشه ولی اگه سیستمت بمیره تو دق می کنی و زار می زنی ... فرقش همین قدره !!!
...
خوش باشی
|
|
|
|
|
|
شریعتی جان، اگر همین برنامهی پیشرفتهای که در مغز من گذاشتهاند را هم در کامپیوترم گذاشته بودند او (!) هم دق میکرد و زار میزد. شک داری؟!
|
|
|
|
|
|
آنجه که از آن با نام هویت انسانی یاد میشود محتوای سوابق و رفتارهای انسان در طول زندگیاش در این دنیاست که کاملا منحصر به خود اوست و مهمتر از همه تحت اراده خود اوست.
این یعنی که کولر شما شخصیت منحصر به فردی ندارد. کولرهای مثل او زیاد است. اگر حتی کولر شما دچار خزش موتور شده و در واقع یکی از سیمپیچهای روتور آن سوخته بهرحال تحت اراده خودش نبوده و این ماشین بیچاره هرگز نمیتواند خود و بدون برنامهریزی یک انسان تصمیم بگیرد. پس انسان نیست.
حالا آریو! اگر روزی این بشر دو پا یک رایانه ساخت که واقعا خود تصمیم میگرفت و آزاد بود آنوقت چه؟
آنوقت من فکر میکنم یک انسان جدید آفریده شده، به اراده خدا، و برنامهنویسان آن فقط وسیلهای برای احقاق اراده خداوند بودهاند. مثال این اتفاق همیشه در زایشگاهها میافتد. منتها به صورت ژنتیکی و نه الکترونیکی.
|
|
|
|
|
|
یک نکته دیگر طاها.
خداوند در قرآن راجع به انسان خیلی صحبت کرده. ولی هرگز نگفته که تنهای انسانهای جهان ما هستیم. یا اینکه تنها انسانهای جهان بیولوژیکی خواهند بود. من فکر میکنم web2 دارد خود آگاه و به تدریج انسان میشود.
نکته دیگر اینکه وقتی خواندم نوشتهای «مسخرهاست آقا» حس کردم آنقدر روی این کشف جدیدت تعصب داری که قبل از اینکه نظرات دیگران را بخوانی همهرا مسخره اعلام کردهای. واقعا اینطور است؟!؟
|
|
|
|
|
|
آریو جان. کامنت اولاَت را که اصلا قبول ندارم! این موضوع مفهومی است و تو آن را نمایانگر کل میگیری. در مورد کامنت بعدی هم عرض کنم من کنفرانس درس شیوهی ارائهاَم در مورد وب 2 بود. عقیده دارم وب 2 مفهومی به شدت فلسفیست. اما چون قول دادهاَم به خودم که در زمینه IT در وبلاگاَم ننویسم چیزی نمیگویم. در مورد واژهی "مسخره است آقا" هم فقط به لبخندی بسنده میکنم اما همین را بگویم که اشتباه برداشت کردی. منظورم آن نیست.
خوش باشی دوست من
|
|
|
|
29/04/1388 |
مخلوق Creature |
|
|
فیزیکالیست ها نیز با چنین شهودی بود که منکرِ روح و حتی روان (در معنایی فراتجربی) شدند.
اما خب! جایِ بحثِ فراوان دارد.
چون شواهدِ خلاف هم کم نیست.
|
|
|
|
|
|
مخلوق عزیز، درست میفرمایید. البته هیچچیز مطلق نیست. مثل همان فیزیکالیسم و مثل فرافیزیکالیسم! خودسانسوری ما هم دردسری شده و دایرهی مطالبی که میتوانیم بنویسیم را شدیدا تنگ کرده.
|
|
|
|
|
|
سلام ؛ اثبات نبودن روح و خدا بسیار آسون هست ولی فایق آمدن بر غرور و تعصب ودنباله روی های کورکورانه و جد اندر جچ بسیار مشکله .
و باور بفرمایید ترک عادت گاهی با مرض گرفتن هم همراه هست (من راجع به خودم میگم بعد اعتراض نشه که بگید فحش دادم).
کمی مطالعه و کمی وقت باعث میشه شما هم به همین سادگی به حقیقت پی ببرید.
گاهی هم تلنگر نویسنده ای شما رو به تفکر وامیداره.
به نظر من نوشته بسیار جالبی بود.
زنده و یار باشی
|
|
|
|
|
|
همونطور که جریانات قرون وسطایی در هر کشور یا منطقهای برای زمانی مد روز میشه و بعد دورانش میگذره. جریانات ماتریالیستی و آتئیستی هم یک دوره زمانی مد روز هستند و بعد میگذرند.
و در کشور ماهم طبق معمول هر دو جریان بعد از همه دنیا به ما رسیده. الان دوره، دورهی تبلیغ بیایمانیست. کلاسش این روزها بالاست! مسخرهاست آقا! مسخره!
|
|
|
|
|
|
نه آریو جان، اتفاقا اگر سیر تاریخ فلسفه رو مطالعه کنی میبینی که هنوز دنیا درگیر این مساله هست. و این البته یک سیر محتوم به نظر میرسه. ربطی به مد روز هم نداره، این اندیشه هست که جریان داره. هنوز که هنوزه تعداد آتئیستها هم در دنیا بسیار کمه و این خودش دلیل دیگهای بر رد ادعای شما ( مد بودن دورهای ) هست.
موضوعاتی نظیر جهانبینی و فلسفه چیزی نیست که اینقدر سطحی دیده بشه.
|
|
|
نظر بدين !
|
|
 
|
|
|
|
|
 |
|
|
 |

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخنای
نیست

برف در بهار

کبریت
|
| |
| |
| |
|