|
پیش به سوی ابر

خسته شدیم از این روزمرهگی ابلهانه. تصمیم به سفری کوتاه گرفتهایم. امید است که خوش بگذرد وسط طبیعت بکر و دست نخوردهی "جنگل ِ ابر".
برای تصاویر آن گوگل کنید. اگر چشمتان از حدقه در نیامد مهرتان به گردن من ( از آن حرفهاست ). باورت نمیشود که در اطراف شاهرود، اینچنین مکان رویاییای وجود داشته باشد. ابرها جلوی چشم، دلت میخواهد از دره خود را پرت کنی آن پایین وسط ابرها!
آنجا برق ندارد. اما گراز دارد احتمالا، شاید هم به جایش گوزن داشته باشد. کفتار را نمیدانم که البته کفتار چهارپا به دو پایش شرف دارد. غذا آماده نیست. خود باید بپزیم. حفاظت شده است؛ این یعنی مثل "جان لاک" ( فیلسوف را نمیگویم، سریال Lost ) نمیشود چاقو به کمر دنبال خرس قطبی وسط جنگل استوایی بگردی. جوراباَت را پرچم میکنند.
بعدش هم یک چند روزی تهران و دیدار دوستان. آخر هم نَخود نُخود.
راستی بگویم قرار نیست که بمیریم. اصولا تا تک تک شما را خاک نکنیم خیال رفتن نداریم. اما اگر رفتیم و مردیم ( به یک هزارم درصد ) مدیونید پشت سرمان روضهخوانی راه بیندازید. این وصلههای "جوان ناکام" و "او پاک بود" و "معصوم بود" و "همیشه دست فقرا میگرفت" و "نان بچه یتیم میداد" و اِلَخ هم که به ما نمیچسبد، میدانید. به جایش بزمی صحیح دست و پا کنید و خوش بگذرانید. بالا بروید به مرگ ما D:
تا آن موقع، بدرود.
|
نوشته شده توسط طاها در
تاريخ : 07/05/1388
|
|
|
|
|
where is this place? what,s the name of it so i can look in google ...thank you
|
|
|
|
|
|
وعده ما فردا پنج شنبه ۸ مرداد ساعت ۶ بعد از ظهر مصلی تهران چهلم شهدای راه آزادی با حضور موسوی و کروبی. هر کس به ۱۰ نفر اطلاع دهد تا نشان بدهیم که ما خس و خاشاک نیستیم. رسانه شما اید.
|
|
|
|
|
|
خوش بگزره طاها
آره دیگه اغتشاشگران احتیاجی ندارن به اون حرفا! دی...
بای
|
|
|
|
14/05/1388 |
كودن با استعداد |
|
|
شما اینجا یک دعوتنامه دارید. بدرود
|
|
|
|
|
|
سلام جیگر
تو معلوم هست کجایی ؟!
...
اولا که اگه مردی مطمئن باش بساط خنده ما جوره برادر ... بعدش هم الاغ چرا نگفتی با هم برویم ؟! مگه ما پای مردن نبودیم ؟! دلمان هم تنگ شده و مثل تو از این شهر لعنتی خسته ام ... قمبل خبری می دادی خب ...
حالا به هر حال شده است ... خوش بگذرد ...
...
به امید خدا
خوش باشی
|
|
|
|
|
|
همونایی که نفر قبلی گفت ...
|
|
|
|
|
|
يه چيزي رو مي دونستي بعد از خوندن چندتا جمله كوتاه از نوشته هات (ببخشيد خودموني حرف ميزنم ها) واقعا گفتم بايد حرفاي تازه و شنيدني داشته باشي اين شد كه رفتم داستان كوتاه هات رو خوندم
به قول معلم زبانم you,r realy something
فكر كنم I,m going to like u keep going
البته ما كي باشيم نظر بديم
|
|
|
|
|
|
جمع کن که مرده شور تو و این عکس و ببرن !!!
در ضمن این لینک رو نگاه کن شاید در شیوه های جستجو در وب به تکامل برسی
http://www.shortfilmnews.com/ads/?id=10&link=http%3A%2F%2Fwww%2Eshortfilmnews%2Ecom%2Ffiles%2Ftehranfest%2Epdf
واقعا که ...
|
|
|
نظر بدين !
|
|
 
|
|
|
|
|
 |
|
|
 |

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخنای
نیست

برف در بهار

کبریت
|
| |
| |
| |
|