|
باز میگردیم لابُد
امروز از سفر تفریحی/کاری برگشتم. حرف برای گفتن زیاد است. از طبیعت بکر "جنگل ِ ابر" بعدا صحبت خواهم کرد.
دیروز میدان هفت تیر که از تاکسی پیاده شدم، همهجا سراسر پلیس و گارد بود. اسکناسها را که از جیبم در آوردم روی یکی چند کلمه پیرامون احمدینژاد نوشته بود. همان را دادم. راننده دو دل بازی در آورد. آخر گفت "آقا اگه میشه این رو عوض کن. برای ما دردسر میشه."
گفتم "خیلی از اسکناسها همینطوره. بعدشم چیز بدی ننوشته که"
گفت "خوب یعنی چی احمدینژاد مساوی فقر و فساد؟"
کمی به قیافهی درماندهش نگاه کردم و اسکناس رو پس گرفتم.
|
نوشته شده توسط طاها در
تاريخ : 15/05/1388
|
|
|
|
|
اگه پس نمی گرفتی می دادت دست همونایی که میدون رو بسته بودن!
|
|
|
|
|
|
آقا راننده تاکسی جماعت از پیروان فرقه احمدینژاد پرستی هستند. اینها اگرنه همه بلکه اکثرا عقیده دارند که هرچه احمدینژاد قسمت کند همان خواهد شد. خوب در این مدت ریاست دولت محموق وضعشان خیلی خوب شده. محموق برای هر کس بدبختی داشت برای تاکسیچیها یه بنزین فروشی شد.
|
|
|
|
|
|
باید حق داد ..
حتی به همون راننده مسافر کش ...
|
|
|
|
19/05/1388 |
Anti Dictatorship |
|
|
گفتگو با چامسكي پيرامون قضيه ايران:
http://www.fararu.com/vdcc00qi.2bqo08laa2.html
http://fararu.com/vdcgtt9x.ak9y74prra.html
|
|
|
نظر بدين !
|
|
 
|
|
|
|
|
 |
|
|
 |

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخنای
نیست

برف در بهار

کبریت
|
| |
| |
| |
|