امر به معروف به جای طبابت

درمان‌گاه "ولی عصر" یکی از چندین مجتمع درمانی متعلق به سپاه پاسداران در مشهد است. یکی از دوستان تعریف می‌کرد که خواهرش برای موردی به یک پزشک متخصص در این درمان‌گاه مراجعه می‌کند. پزشک از همان لحظه‌ی اول به جای معاینه سوال می‌پرسد که "دین شما چیست؟"

خواهر دوست ما با تعجب پاسخ می‌دهد که مسلمان است. دکتر شروع می‌کند به موعظه کردن که "اگر مسلمانی پس چرا موهایت بیرون است؟"، "چرا آرایش کرده‌ای؟" و الخ. ایشان هم با خنده رد می‌کند و می‌گوید که "بالاخره هر کس اعتقادی دارد و نباید در اعتقادات دیگران دخالت کرد". جناب اصطلاحا "دکتر" هم نه می‌گذارد، نه بر می‌دارد و می‌گوید "تو بی‌سوادی که هم‌چنین حرفی می‌زنی. تو مسلمان نیستی". دختر خانم هم با عصبانیت بلند می‌شود و سر دکتر داد می‌زند که "به نظر من هم تو یک حمال بیش‌تر نیستی"

سر و صدا بالا می‌گیرد و رییس درمان‌گاه می‌آید. دختر خانم و مادرش را به اتاق خود می‌برد تا مثلا مشکل را حل کند که البته سرانجامی ندارد. جناب رییس با وقاحت تمام از تلاش دکتر برای "امر به معروف و نهی از منکر" دفاع می‌کند.

به نظر شما از این برخورد چه نتیجه‌ای می‌شود گرفت و راه حل این‌گونه مشکلات چیست؟ چه تغییری می‌توان ایجاد نمود که از برخوردهای این‌گونه جلوگیری کرد؟

این ماجرا را می‌توانید یک‌بار فارغ از زیرمجموعه‌ی سپاه بودن درمان‌گاه و یک‌بار هم با در نظر گرفتن این موضوع برای خود تحلیل کنید!
 

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 28/08/1388


 28/08/1388

 lمهدی بشری

 

این متنو خوندم از عصبانیت داشتم میترکیدم
وقتی این که دکترشان است اینقدر راحت برای مردم حکم صادر میکند، چه انتظاری میتوان از بقیه شان داشت.

 

 

 30/08/1388

 امير

 

اخلاق بد خيلي از ما ايرانيها اينه که هميشه فکر ميکنيم اعتقادات خودمون درسته و بايد اونو به همه تحميل کنيم

 

 dent.mihanblog.com

 30/08/1388

 Calabros

 

تفتیش عقاید در بلوک شرق میدونی کی شدت گرفت؟ امر به معروف مارکسیستی میدونی کی غلیظ تر شد؟ درست وقتی که جبهه کمونیسم داشت از رنگ افتادن حنای خودش رو به چشم می دید. این چیزها در تاریخ قابلیت تکرار پذیری زیادی دارند. ایدئولوژی های بدقواره و بی ریخت وقتی به این مرز می رسند شروع به دست و پا زدن می کنند. و البته شالاپ شولوپِ دست و پا زدن سر و صدا به پا می کنه اما قرار نیست تغییری در نتیجه ایجاد کنه :-)

 

 www.calabros.wordpress.com

 01/09/1388

 hosna

 

من هم یکبار اونجا رفتم. از در که وارد شدم زنی بهم نزدیک شد و انگار که هل شده باشه جلوی من رو گرفت و شروع کرد به ایراد گرفتن از لباس پوشیدن و حجاب من و آخر سر برگشت گفت "شما اصلا متوجه هستین که کجا اومدین!؟" منم با تعجب گفتم بله خانوم، اینجا درمانگاست دیگه، نمی دونستم اینجا هم مثل مکان های مقدس حجاب اجباریه!

 

 

 08/09/1388

 شائشی

 

برن گم شن حالم به هم می خوره از هرچی سپاهی بسجی از این جور چیزا خاک ر سرشون

 

 

 14/09/1388

 Razoo

 

احتمالا این از اون دکترها بوده که توی یک دانشگاه اسلامیده درس خونده بوده و براش کاملا جا انداخته بودن که تعهد مهمتر از تخصصه و تو اول باید روح مردم رو مداوا کنی، بعد جسم شون رو.
ولی از طرفی: 1. آفرین به وجدان بیدار خواهر دوستت که ایستاده و دعوا کرده، و 2. من فکر می کنم باید «حمال» رو از مجموعه ی فحشهای قشر متوسط حذف کنیم.

 

 

 

نظر بدين !

برای تعويض زبان هرکار دوست داريد بکنيد.

لازم

 نام شما

نشان داده نمی شود

 email

http://

 URL

 جواب شما
   

لطفا متن درون تصوير را در کادر زير وارد کنيد.

 
 

 
   

 


تمامی حقوق این وب سایت بر اساس پروانه ي Creative Commons متعلق به طاها بذری است. 1388

طراحی و پشتیبانی : برترین راهکار وب

Creative Commons Licensecontent in this site is licensed under a Creative Commons Attribution-Noncommercial-Share Alike 3.0 Unported License.

Powered And Designed By : MaxWeS Co,Ltd.

بچینگ پلانت

گوگل بلاگ رولینگ !

سینما طاها !

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخن‌ای نیست

برف در بهار

کبریت