تصویر فکر انسان، علم و متافیزیک

در بسیاری از مواقع که بحثی بر سر متافیزیک ( یا همان ماوراالطبیعه‌ی دیگران ) شکل می‌گرفت، فرد ناآگاه مقابل می‌گفت "بسیاری از چیزها هست که قابل دیدن نیست ولی وجود دارد" و به عنوان مثال از فکر، احساس، خشم، عشق و الخ نام می‌برد. توضیح می‌دادم که اساسا آن‌چه در مغز شما می‌گذرد هم جنبه‌ای مادی دارد و در علم پزشکی قابل توصیف است. با دانسته‌های اندک‌اَم در مورد پزشکی، از تاثیرات هورمون بر مغز و جسم، سیستم عصبی و واکنش‌های شیمیایی درون مغز صحبت می‌کردم. بماند که بحث به کجاها گاهی می‌کشید.

حال دانش‌مندان سرانجام موفق شده‌اَند تصویر تفکر انسان را توسط دست‌گاه‌های fMRI ثبت کنند که در نوع خود بی‌نظیر است. ( لینک خبر )

اعتقاد به علم و منطق می‌تواند راه‌گشای بشر هم از دیدگاه کلان و هم از نظر خرد و فردی باشد. شاید علم دلیل بسیاری از مجهولات جهان را نداند. اما نکته‌ی قابل توجه این است که امید بستن و اعتقاد داشتن به علم بسیار به‌تر از چنگ انداختن به موهوماتی‌ست که هیچ مبنای علمی‌ و منطقی‌ای ندارند. از طرفی این اعتقاد محرکی‌ست برای ایجاد عطش دانستن و کشف مجهولات جهان. چیزی که وقتی شما مساله‌ای متافیزیکی را وحی مُنزل بپندارید هیچ‌گاه وجود نخواهد داشت.

بدرود.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن - من در عجب‌م خبرگزاری مهر با وابستگی‌های مشخص چه‌طور در همین صفحه‌ی لینک شده، در قسمت سمت راست، تبلیغ کتاب "ساعت‌ساز نابینا" نوشته‌ی جناب "ریچارد داوکینز" را آورده!
 

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 10/09/1388


 10/09/1388

 Calabros

 

تا حدودی حق با شماست

 

 http://www.calabros.wordpress.com

 10/09/1388

 فرانک

 

می دونی ؛ من فکر می کنم وقتی همه چی رو مادی ببینیم دیگه جذابیتی وجود نداره.مثلا اگه بگیم عاشق شدن انسان نتیجه ی ترشح فلان هورمون هست و... بنظرم ناخوشایندترین توصیف از این ویژگی انسانی را کردیم.

 

 savareazadi.blogfa.ir

 11/09/1388

 طاها

 

فرانک عزیز، من به شما اطمینان می‌دهم که این اتفاق نخواهد افتاد. نترسید. من سال‌هاست که این‌گونه زندگی می‌کنم و برای احساسات‌م هم ارزش فوق‌العاده‌ای قائل هستم.

 

 

 14/09/1388

 آریو

 

همون قسمت «فرد ناآگاه مقابل» رو که دیدم فهمیدم این متنت با نگاه عاقل اندر سفیه نوشته شده. پس بقیه‌اش رو نخوندم. خوب ببین طاها جان. تو بی‌ایمان شدی. تصمیمش با خودته. اما خیلیها من جمله خود من وقتی ببینند که کسی طرفدار عقیده‌ خاصی شده که مطابق میل شخصی خودشان نیست از وبلاگش بیرون نمیرن! اما وقتی ببینند که قالب همه متنهای این شخص خاص این شده که از عقاید خود و همکیشانش دفاع کنه و بقیه رو نا‌اگاه یا امثالهم یاد کنه و اون پایین تو کامنت دونی همکیشانش قربون صدقه‌اش برن که آره حق با توئه و تو درست میگی، این موقع من و امثال من از وبلاگت میریم. و میگیم بزار بحال خودشون خوش باشن. چیکارشون داریم.
الان انصار حزب‌الله مشغول چه کاری هستند؟ لابد دارن جلساتی میگذارند که عقاید گروه خودشون رو برای خودشون تشریح کنند و بقیه رو نا‌آگاه و کافر و گمراه غیره نام ببرند و خودشون هم خودشون رو تشویق و تایید کنند. آخه این درسته؟

 

 drario.wordpress.com

 14/09/1388

 آریو

 

اصلاحیه: قبل از جمله «تو بی‌ایمان شدی» یک کلمه «شاید» اضافه میشود.:)

 

 drario.wordpress.com

 15/09/1388

 طاها

 

آریو جان. اولا که خوب شد اصلاحیه زدی بر "بی ایمانی". از اون گذشته ایمان هم خودش تعریف دارد. یعنی به‌تر است ایمان را مختص به یک سری چیزهای خاص ندانیم.

من داشتن "نگاه عاقل اندر سفیه" را قبول ندارم در این مورد. به هر حال تفاوت است بین کسی که برای اندیشه‌اَش تلاش کرده و کسی که مادرزاد خود را label زده.

اگر می‌گویم ناآگاه به این دلیل است که با این همه پیش‌رفت علم دیگر کسی که بی‌دلیل منطقی و علمی چیزی خلاف یک نظریه یا قانون بگوید ناآگاه حساب می‌شود. ناآگاه به چه؟ به حقایقی که اثبات شده است.

ضمنا من هم یک توصیه به تو دوست خوب دارم. اول یک متن را کامل بخوان بعد قضاوت کن. قضاوت کردن کار سختی‌ست.

 

 

 

نظر بدين !

برای تعويض زبان هرکار دوست داريد بکنيد.

لازم

 نام شما

نشان داده نمی شود

 email

http://

 URL

 جواب شما
   

لطفا متن درون تصوير را در کادر زير وارد کنيد.

 
 

 
   

 


تمامی حقوق این وب سایت بر اساس پروانه ي Creative Commons متعلق به طاها بذری است. 1389

طراحی و پشتیبانی : برترین راهکار وب

Creative Commons Licensecontent in this site is licensed under a Creative Commons Attribution-Noncommercial-Share Alike 3.0 Unported License.

Powered And Designed By : MaxWeS Co,Ltd.

حراجی اینترنتی آنلاین

گوگل بلاگ رولینگ !

سینما طاها !

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخن‌ای نیست

برف در بهار

کبریت