ملغمه‌ای به نام محاکمه در خیابان


سرانجام "محاکمه در خیابان" مسعود کیمیایی را با دوستان دیدیم. از فضاحت‌های سینما آفریقای مشهد که قرار نیست سخنی به میان آوریم که اصولا گل سر سبد سینماهای مشهد است! ولی فیلم...

محاکمه در خیابان سرشار از نکات منفی ( به دید من و دوستان ) و چند نکته‌ی مثبت است. بگذارید ابتدا نکات مثبت را اشاره کنیم تا پیش داوری باعث عدم درک خوبی‌ها نشود.

فیلم با دوربین دیجیتال فیلم‌برداری شده است. قبل از دیدن فیلم، بر اساس شنیده‌ها فکر می‌کردم دوربین Red One به کار گرفته شده، اما نماهایی در فیلم وجود دارد که کمی این تصور را از بین می‌برد. به طور مثال در نمایی از فیلم دوربین پشت فرمان اتوموبیل قرار گرفته و با زاویه‌ی Tilt Up راننده‌ی در حال صحبت با گوشی موبایل را نشان می‌دهد. هیچ دوربینی به غیر از هندی‌کم در آن فاصله جای نمی‌گیرد. اصولا جنس تصویر هم کوچک‌ترین سنخیت‌ای با هندی‌کم ندارد. نمی‌دانم از چه دوربین‌ای استفاده شده که به قول یکی از دوستان لنزش از بدنه احتمالا جدا می‌شده و با یک سیم به باکس دوربین وصل می‌شده! به هر حال استفاده از دوربین دیجیتال در سینمای ایران مرسوم نیست. به نظر من در این فیلم به‌ترین استفاده از این مساله را شاهد هستیم.

قاب‌هایی که بسته شده اکثرا عالی‌ست. بسیاری از نماها را می‌توان به عنوان تک عکس چاپ کرد و به دیوار آویخت. نورپردازی عالی، کمک زیادی به این مساله کرده. عمق میدان‌ها به رساندن مفهوم واقعا کمک می‌کند. Preset ای شبیه به Sepia با درصد بسیار کمی رنگ به تصویر داده شده و کمی فضا را کِدِر و چرک می‌کند. البته آقای کیمیایی در یکی از مصاحبه‌هایش فیلم را سیاه و سفید توصیف می‌کند که با واقعیت هم‌خوانی ندارد. این درصد بسیار کم رنگ به نظر من می‌توانست در قسمت‌هایی از فیلم کم و زیاد شده تا بار معنایی خاصی را به دوش بکشد. اما این اتفاق عملا نیفتاد. در نماهایی درصد رنگ کمی زیاد شده که بیش‌تر به اشتباه سهوی می‌ماند تا این‌که منظوری پشت آن باشد. زیرا که در سکانس‌هایی اتفاق می‌افتد که افزایش درصد رنگ برعکس ضربه می‌زند تا بخواهد پیامی برساند و اصولا حاوی پیامی نیست. چه بسا که در نمای دیگری در همان سکانس این درصد رنگ تغییر پیدا کرده. در بسیاری از نماها به‌ترین موقعیت برای سه رنگ کردن تصویر وجود داشت که باز هم این اتفاق نیفتاد. به طور مثال در نمایی که محمدرضا فروتن چاقو خورده و به دیوار تکیه داده، می‌شد خون را کمی قرمزتر کرد که هم زیباتر بود و هم بار مفهومی خاص خود را داشت که حتی در کنار دیالوگ‌های سکانس به تاثیرگذاری بیش‌تر آن کمک می‌کرد.

اما نکات منفی. این فیلم آن‌قدر نکته‌ی منفی دارد که به راحتی می‌تواند به عنوان یکی از ضعیف‌ترین فیلم‌های کیمیایی محسوب شود. حتی پایین‌تر از رییس، حکم ( جوزدگی + ریتم کند + سکانس‌های واقعا زاید )، اعتراض ( جوزدگی +‌ پرداختن به همه‌چیز و هیچ‌چیز ) و سربازان جمعه ( بماند ).

از لحاظ داستان و فیلم‌نوشت (!)‌ که بخواهیم بررسی کنیم، فیلم نمونه‌ی تمام و کمال مثل معروف "آش‌پز که دو تا شد، آش یا ..." است. بعضی اوقات روایات و حتی پرسوناژها بین اصغر فرهادی و مسعود کیمیایی دست و پا می‌زند. معلوم نیست کدام طرفی‌ست. گاهی دیالوگ‌ها روی پرسوناژها واقعا نمی‌نشیند. کسی که تا چند دقیقه قبل دیالوگ به سبک کیمیایی می‌گفته، حال رام و ام‌روزی حرف می‌زند. یا دیالوگش به همان سبک معروف کیمیایی‌ست، اما لحن صحبت‌اَش چنان تغییری کرده که احساس می‌کنی از روی متن دارد می‌خواند. حال وقتی دو پرسوناژ روبه‌روی هم قرار می‌گیرند که دیگر شاه‌کار می‌شود. سکانس گفتگوی داماد و راننده آژانس در وسط بیابان یکی از بدترین سکانس‌ها بود.

فیلم خوب شروع می‌شود، اما خوب ادامه پیدا نمی‌کند. خیلی زود ریتم ِ کند فیلم آزار دهنده می‌شود. به قول یکی از دوستان می‌توانست دو فیلم کوتاه می‌ساخت و هیچ‌وقت این‌ها را به هم نمی‌چسباند. فیلم مملو از نماهای زیبا اما زاید است. نماهای ترافیک می‌توانست کم‌تر از این باشد و هم‌چنان بار معنایی خود را حفظ کند. در کل زمان فیلم می‌توانست که کوتاه‌تر باشد. نه تنها باعث ضربه به داستان نمی‌شد، بل‌که کمک شایانی به امتیاز کلی آن می‌کرد.

با توجه به قالب کلی شخصیت‌های کیمیایی ( در اکثر فیلم‌هایش ) بازی‌ها واقعا خوب نیست. راننده تاکسی بدترین بازی را ارائه می‌دهد. شریک قاتل مضحک و خنده‌دار بازی می‌کند. درد چاقویش درد نیست و به زخمی سطحی می‌ماند. نیکی کریمی را انگار زور کرده‌اند برای چند سکانس. انگار حوصله‌ی حس گرفتن ندارد. کاملا در سطح بازی می‌کند. حتی پولاد کیمیایی در سکانس‌های مختلف بازی‌های متفاوتی ارائه می‌دهد. این آشفتگی نمی‌دانم از چیست. از طرفی بازی خوب هم داریم، حامد بهداد، محمدرضا فروتن و شقایق فراهانی. شاید البته این خوب بودن به دلیل حضور کوتاه‌شان باشد. نمی‌دانم.

منشی صحنه عملا افتضاح عمل کرده. نمی‌خواهم به همه‌ی اشتباهات‌اَش در نگه نداشتن راکورد ( اصطلاح‌اَش را دوست ندارم ) اشاره کنم؛ اما برای نمونه چند مورد را عنوان می‌کنم.

سیگار در دست سرایدار شرکت مرتب در نماهای مختلف کوتاه و بلند می‌شود. شاید اگر سیگار پابلند استفاده نمی‌شد کم‌تر کسی متوجه این اشتباه فاحش می‌شد. اصولا استفاده از سیگار در فیلم‌ها خیلی حساس است و این راه همه‌ی دست‌اندرکاران می‌دانند. اما چه‌طور می‌شود که منشی صحنه به این مساله توجه نمی‌کند و عملا کارگردان هم آن را فراموش می‌کند؟ یا گلی که گل‌فروش در جیب داماد می‌گذارد در نمای خارج شدن از گل‌فروشی نیست! یا سیگار و فندکی که به مرد ره‌گذر می‌دهد و بعد همان را در سکانس بیابان از جیب خارج می‌کند!

همه‌ی این‌ها به کنار داستان فیلم هم برای خود حرف‌ها دارد. نمی‌خواهم به مسائل موجود در داستان اشاره کنم. کسانی می‌پسندند و دیگرانی مثل من نه. پرداختن به مقوله‌ی غیرت و ناموس و لات‌بازی و چاقوکشی بعد این همه سال به‌روزرسانی هم می‌خواهد، نمی‌خواهد؟ آقای کیمیایی هنوز در همان ارزش‌های دهه‌ی 40 و 50 دست و پا می‌زند و نه تنها نمی‌خواهد قبول کند که آن دوران گذشته، بل‌که از زبان حامد بهداد می‌گوید "چه‌کنیم که از مد نمی‌افتیم؟"‌. یکی به گوشش برساند که مدت‌هاست از مد افتاده!
 

نوشته شده توسط طاها در  تاريخ : 20/10/1388


 20/10/1388

 Calabros

 

با اینکه فیلم رو ندیدم ( و اغلب وقت برای دیدن فیلم ایرانی تلف نمی کنم) اما دورادور می گم تحلیل خوبی بود.
اما در مورد اون صحنه که گفتی غیر از هندی کم چیزی جا نمی شد. Red رو فکر نمی کنم تو ایران کسی داشته باشه. (جایی خوندی که کسی خریده باشه؟ شخص که نمی خره.. اگه خریده بشه موسسه های فیلم سازی میخرن.. تهیه کننده ای میشناسی پول به Red بده؟ من می گم اگه این اتفاق افتاده بود تا الان 16 بار تیتر روزنامه ها رو به خودش اختصاص داده بود). اما برای گرفتن همچین صحنه هایی لازم نیست حتماً هندی کم در کار باشه.. یه بلایی سر اتاق ماشین میارن که تمام تشکیلات جلو پای یارو جا می گیره... هر چند که بعید میدونم تو ایران کسی به خاطر یه صحنه انقدر مایه بذاره و کاردستی بسازه.

 

 http://www.calabros.wordpress.com

 20/10/1388

 طاها

 

آره رضاجان. من شنیدم دو تا Red One تو ایران در حال حاضر هست. نمی‌دونم کجا خریده این‌رو البته.

ضمنا اتاق رو هم تو فیلم ایرانی برای یک نمای کوتاه دست نمی‌زنن. مخصوصا برای این فیلمی که ما دیدیم. ضمنا یکی از دوستان می‌گفت که شنیده این دوربینی که باهاش این فیلم رو گرفتن قابلیت جداسازی لنز رو داشته و با سیمی چیزی به باکس دوربین وصل می‌شده. حالا سنسور کجاش بوده و تجهیزات مایحتوا، اینا رو نمی‌دونم.

 

 

 21/10/1388

 ورتیگونه

 

قربان چه افتخار بزرگی نصیب «آقا» شده که به خاطر فیلمشون، شما دست از نزول آیه کشیدین و این دفعه بقره نازل کردین!

 

 vertigone.wordpress.com

 21/10/1388

 طاها

 

هاها! ورتی جان. پولم رو دور ریختم یه جورایی. ولی خوب وظیفه داشتم که به بقیه هشدار بدم.

 

 

 23/10/1388

 مخلوق Creature

 

من ندیدم آقا!
همون ستایشی که پس از کودتا از ضرغامی کرد بسنده بود تا با سابقه‌ای که از کارهاش در ذهن داشتم، یقین کنم که نروم به‌خاطرش دو هزار تومان و چند ساعت را دور بریزم.
نسلِ اینها مسوول‌ترند اما برعکس نسبت به فاجعه‌هایِ این چند ماه از همه بیشتر سکوت کردند.
در موردِ کارهاش هم به‌نظرم آخرین زورش رو در «سربازهایِ جمعه» زد و برایِ همیشه تمام شد.

 

 

 23/10/1388

 طاها

 

بله مخلوق عزیز، موافقم

 

 

 23/10/1388

 rana

 

naghde badi naboodi....

 

 

 25/10/1388

 شادی تبعیدی

 

ینی من خیلی خوشم میاد از این اطلاع رسانیت .. این طوری آدم میدونه چی کارس .. البته بابت اون تیاتره که به کارمون نیومد ... حالا بی زحمت ، زحمت دیدن این یکی تیاترو هم بکش ما بفهمیم این یکی رو بریم یا نریم .. البته من در قبال بنزین سوزیــت هیچ مسئولیتی رو قبول نمیکـــنم .
با تشکر
نماینده تام الاختیار جمعی از علافیون مبارز !

 

 

 25/10/1388

 شادی تبعیدی

 

اوه .. یعنی رو پوستر فیلم هنوز که هنوزه مینویسن ستاره ها ؟؟؟

خیلی خز شده اینکه !!!

 

 

 26/10/1388

 گشتاسب

 

مراد برقی (در 8 قسمت)
http://www.youtube.com/watch?v=wKtBwoTwcuE

 

 

 05/11/1388

 طوفان

 

خیلی فیلم مزخرفی بود حیف وقت ! دیگه وقتشه که کیمیایی شغل خودش رو عوض کنه.

 

 

 03/01/1389

 mohammad

 

kheli mozakhraf bood hefe 1500 toman

 

 

 

نظر بدين !

برای تعويض زبان هرکار دوست داريد بکنيد.

لازم

 نام شما

نشان داده نمی شود

 email

http://

 URL

 جواب شما
   

لطفا متن درون تصوير را در کادر زير وارد کنيد.

 
 

 
   

 


تمامی حقوق این وب سایت بر اساس پروانه ي Creative Commons متعلق به طاها بذری است. 1389

طراحی و پشتیبانی : برترین راهکار وب

Creative Commons Licensecontent in this site is licensed under a Creative Commons Attribution-Noncommercial-Share Alike 3.0 Unported License.

Powered And Designed By : MaxWeS Co,Ltd.

حراجی اینترنتی آنلاین

گوگل بلاگ رولینگ !

سینما طاها !

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخن‌ای نیست

برف در بهار

کبریت