|
ارغنون

نوشتن "ارغنون" بر میگردد به بهار 1387. داستان کوتاهی خوانده بودم که در آن راوی از همان ابتدای کار، پاراگراف اول، کل ماجرا را تعریف کرده بود و بعد همان کلیات را به جزء بیان میکرد. یادم است کتاب را تا تمام نکردم کنار نگذاشتم. از تکنیک نویسنده به وجد آمده بودم. اینکه چهطور با وجود آن پاراگراف اول، توانسته همچنین کششی در کار ایجاد کند. این شد که تصمیم گرفتم تمرینی کرده باشم. یک موضوع کلیشه را انتخاب و شروع به نوشتن کردم.
در دو جلسهای که ظهرها به کافه میرفتم داستان تمام شد. برای چند نفر خواندم و بازخوردها را گرفتم. بعد هم دست به کار نزدم تا پاییز 88 که یک دور آن را ویرایش کردم. حال حاصل هر چیز هست بخشی از تلاش من در دو سال پیش را شامل میشود که به اندازهی خودش برایم عزیز است.
برای دانلود داستان کوتاه "ارغنون" بر روی این لینک کلیک کنید.
در ضمن خوشحال میشوم نظراتتان را بدانم.
|
نوشته شده توسط طاها در
تاريخ : 02/04/1389
|
|
|
|
|
bash ta sobhe dolatat bedamad
|
|
|
|
|
|
درود
داستانت پر از درد و رنج و غصّه است و خیلی زیبا البته.
با اینکه موضوعش به قول خودت کلیشه ای هست ولی خیلی خوب نوشتی، خیلی تاثیرگذاره و اشک آدم رو هم در میاره.
راستی این داستان قراره چاپ بشه؟
ضمنا من کلی غلط املایی ازت گرفتم :D البته خودت استادی ولی خوب برات میل می کنم که اگه لازم دونستی تصحیحشون کنی.
خوش باشی
|
|
|
|
|
|
sorry
منظورم از غلط املایی، غلط نگارشی بود!
|
|
|
|
|
|
حسنای عزیز
اونها که به عنوان غلط نگارشی برداشت شده عمدی هست. مثل جداسازی کلمات با نیمفاصله و ... اما اگر چیزی جز این بود ارسال کن.
ضمنا ممنون بابت نظر
|
|
|
|
|
|
سلام می خواستم بدونم شما با حسن بذری (سوم دبیرستان) نسبتی دارین؟
ممنون...
|
|
|
|
|
|
طاها! برخی جمله ها مبهم است؛ بی خود آنها را پيچيده کرده ای يا پيچيده شدند يا بهتر نتوانستی بنويسی. برای مثال: "تمام افکارش با شدت گرفتن درد که حتی دقيقاً نمی دانست کدام قسمت است از بين رفت"! "کدام قسمت" از چی؟ "افکار" که از بين نمی رود! حداکثر "پريشان" يا "آشفته" می شود. فکر هميشه هست، ولی آدم گاه (مثلاً از شدت درد) نمی تواند افکارش را متمرکز کند. خلاصه تا دلت بخواهد از اين جمله های پر ابهام در "داستان کوتاه" تو زياد است.
اين پيام را با اسم مستعار می گذارم تا نکند از هيبت اسم و ايراد من تمرين داستان نويسی را کنار بگذاری.
|
|
|
|
|
|
"دوست" عزیز. به این میگن یک انتقاد سازنده. چیزی که من برای کارهایم خیلی خیلی کم دریافت میکنم.
امیدوارم در تمرینهای بعدیاَم این مشکل بتوانم رفع کنم.
با تشکر
|
|
|
نظر بدين !
|
|
 
|
|
|
|
|
 |
|
|
 |

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخنای
نیست

برف در بهار

کبریت
|
| |
| |
| |
|