|
بی نقشهی راه
میدانید، اینکه آینده برایت روشن نباشد، یکطورهایی برای جوانی به سن و سال ِ من فاجعه محسوب میشود. دقیق نمیدانم، اما فکر میکنم این شرح وضعیتِ امروز ِ بسیاری از جوانان این مملکت است و من تنها نیستم. خوب باید گریست به حال مملکتی که آینده سازانش اینطور سردرگم باشند و ندانند که واقعا به کجا قرار است برسند. مثل این است که عدهای راه بیفتند در بیابان بیهدف به سمتی بروند، نه مقصد میدانند نه حتی دلیل رفتنشان را. میروند چون زندهاند. صرفا یک هدف کوتاه مدت در ذهن دارند که آن هم همان بهتر که رویش حساب نشود؛ رسیدن به واحهی بعدی و رفع تشنگی و باز حرکت.
میخواهم بگویم ما دشمن ِ خارجی هم که نداشته باشیم همینطور داریم به سمت از هم پاشیدگی میرویم. این روشن نبودن آینده فقط مختص من و شما نیست. کسانی که افسار ِ دیپلماسی را به دست گرفتهاَند هم - باور کنید - خودنمیدانند به کجا میخواهند برسند. آنها هم دنبال واحهاَند حالا کمی بزرگتر. ورنه این برنامهی فلانِ توسعه و چشمانداز ِ بهمان ساله کشک است.
باور کنید بعضی اوقات دلم میخواهد مثل این فیلم "خاک آشنا"ی بهمن فرمان آرا ( که هیچ هم دوستش ندارم ) بروم وسط بیابان یک کلبهای پیدا کنم، در را ببندم، بروم زیر زمین خود را سرگرم دل مشغولیهایِ تکنفرهاَم کنم. نه نگران آلودگی هوایی، نه آلودگی ِ آب، و مهمتر از همه آلودگی ِ انسان؛ که این آخری واقعا دست خودمان نبود. یعنی بد نبودیم از شکم مادر، بد شدیم. حالا چه و که بدمان کردند مهم نیست. شدهایم.
ولی واقعا
لیاقتمان همین بود؟
|
نوشته شده توسط طاها در
تاريخ : 07/05/1389
|
|
|
|
|
طاهای عزیز سلام .
خواندن مطلبت و بودن من در مکانی که اینترنت داشته باشه و صحبت دو روز پیش من با احمد قابل ( فعال سیاسی تازه از زندان آزاد شده ) و همچنین آگاهی از موضع رئیس جمهور سابق ( آقای خاتمی ) به واسطه مجلسی خصوصی ، در مورد نگاه و دغدغه تو که کاملا در مطلبت به وضوح قابل فهم است به نظرم اتفاقی نباشه ...... نظر افراد ذکر شده هم همین است که در حال حاضر هیچ کسی نمیداند چه میخواهد و به چه صورت و در غالب چه چیزی آن موضوع و درخواستی را که نمیداند میخواهد !!!
تنها موضوعی که کمی مشخص است خواستن دموکراسی در غالب همین قانون اساسی است .... البته نباید فراموش کنیم که اصلاحات تجربه ای بهتر از دیگر مسائل و نظرهاست ( حداقل 8 سال در همین مملکت و با شرایط همین مملکت جواب داده و انصافا حداقل از وضعیت کنونی بهتر بوده ) حال اصلاحات و رسیدن به دموکراسی با همین قانون اساسی هم در درون خود تغییر قانون اساسی را نیاز مبرم میداند ...
درخواست حداکثر خواسته های یک ملت از مملکت داران و آزادی مطلق بیان و رسانه نیز نباید دوباره همچون زمان اصلاحات فراموش شود .....
این در نوع خود هم جالب است و هم خطرناک که بزرگانی که در راس اصلاحات حرکت میکنند نمیدانند چه میخواهند .... خطرناک بودنش که پر واضح است اما جالب بودنش برابری اندیشه مردم و این بزرگان است ...
حرف تمامی آنها این است که شما جوانان میبایست برای آینده مملکت برنامه بدین و شرایط طوری است که نیاز به برنامه ای با شیب ملایم در چارچوب همین قانون اساسی برای رسیدن به حداکثر حقوق و اجرا شدن 100 درصد دموکراسی به صورت مرحله به مرحله ( تاکید میکنم نه یکباره ) از هر زمان دیگر احساس میشود ....
در نهایت خواستم به اطلاع تو و دیگر دوستانی که احتمالا این مطلبو بخونن برسونم که واقعا همینه که میگی و خوشحالم از داشتن دوست عاقلی مثل تو .
|
|
|
|
|
|
احمدجان ممنون. اما راستش من اصلا با نقشهی راهی که اصلاحطلبان آنطور که تو گفتی برای خود دارند موافق نیستم و کاملا آن رابیهوده و شبیه به یک ترمز در راه آزادی میبینم.
|
|
|
|
17/05/1389 |
ghazale gahzanfari |
|
|
che khob neveshti
chi begam
harchi bozorg tar mishim
bishtar ba gand bodane donya ashena mishim
|
|
|
|
|
|
سردرگمي و بلاتكليفي بلايي است كه به جان همه ايرانيان انداخته اند متاسفانه...
|
|
|
|
|
|
لياقتمان بيشتر و خيلی بيشتر از اينهاست طاها. ولی سرنوشتمان فعلاً همين است که می بينی! اما اين سرنوشت محتوم ما نيست. اگر همت کنيم می توانيم دگرگونش کنيم.
|
|
|
نظر بدين !
|
|
 
|
|
|
|
|
 |
|
|
 |

انتقام دلقک

مرگ را با تو سخنای
نیست

برف در بهار

کبریت
|
| |
| |
| |
|